مىكند « 1 » و طوريكه درين كتاب در مبحث لويكان ميخوانيد ، احتمال ميرود كه اين زبان عبارت از پشتو باشد .
دو نفر چينى ديگر
بعد از هيون تسنگ دو نفر چينى ديگر نيز بكشور ما آمده و توانستهاند كه از راه باختر و كاپيسا به هند بروند . يكى وانگ - هيون - تسو
WAN - GHIUAN - TSO
است كه بصفت سفير و نماينده بهند ميرفت . دديگر هيون - تچاو
HIUAN - TCHAO
است كه بار دوم عزم سفر هند داشت . مسافرت اول الذكر 660 م - 40 ه و از موخر الذكر 664 م - 44 ه است كه از باختر و كابلستان و گندهارا گذشته و بهند رفتند ، ولى مقارن اين احوال حملات لشكريان عرب برين سرزمين شدت يافت ، و بايشان مجال مراجعت را ازين راه نداد . اولى از راه نيپال برگشت ، و دومى در هند ماند و در آنجا بمرد . « 2 »
ووكنگ
دربارهء اوضاع اين دوره سند ديگر چينى نيز در دست است ، بدين معنى كه در سال 134 ه 751 م يكى از كارداران چين بنام ووكنگ
WOU - K - ONG
مامور شد سفير كبير شاهى را بكشور خود هدايت نمايد ، وى از راه بسيار سختى كه ختن را مستقيما بگندهارا « 3 » وصل مينمايد طى طريق نمود ، و در انجا ملاحظه كرد كه تمام اعضاى دربار پادشاه و ملكه و وليعهد و وزيران مشغول مرمت عبادتگاههايى هستند كه هفتليان ( هياطله ) آن را ويران نموده بودند ، و وضع ويرانى آن 120 سال قبل باعث تأثر هيون تسنگ شده بود . « 4 »
هامش
( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوازدهم
( 2 ) - تاريخ افغانستان 2 / 542
( 3 ) - اين كلمه را مترجم كتاب تمدن ايرانى قندهار نوشته كه در اصل گندهارا بود . چون زايران چينى بقندهار كنونى نرسيدهاند ، صحيح آن گندهارا ( وادى درياى كابل تا تكسيلا ) است .
( 4 ) - تمدن ايرانى مقاله موسيو فوشه 403