و قبل ازو موهوب بن احمد جواليقى ( 465 / 540 ه ) الزور و الزون را هر دو بمعنى صنم آورده و گويد : و هما معربان قال حميد :
دأب المجوس عكفت للزون
و قال آخر :
يمشى بها البقر الموشى اكرعه * مشى الهرا بذحجوا بيعة الزون « 1 »
پس زون عرب شكل معربيست از ( سون ) كه در سوناگير هيون تسنگ اشاره شده ، و رب النوع آفتاب است كه شكل آن به صورت هيكل نيم تنه با شعلههايى كه از عقب سر او زبانه كشيده ، بر برخى از مسكوكات هفتليان منقوش است ، كه مخالف دين بودايى و گرويدهء آفتابپرستى محلى بودند ، و دكتور جونكر بر برخى ازين مسكوكات نامهاى بلاد ( داور و زابلستان ) و غيره را هم خوانده است « 2 » كه از ان رابطهء آيين آفتابپرستى با داور ثابت مىآيد ، و كلمهء گير در سوناگير هيون تسنگ همين غرپنبتو است ، كه در اسماى بسا بلاد اين سرزمين ريشه دوانيده مانند غور - غرستان - سپين غر و غيره .
مخفى نماند كه در آثار همين كيش آفتابپرستى ، معبد بزرگ ديگرى در كوتل خير خانه 12 كيلو مترى شمال غرب كابل نيز كشف شده ، كه باستان شناسان آن را معبد سوريا ( رب النوع آفتاب ) دانسته و هيكل مرمرى سوريا را از ان برآوردهاند ، كه دو تن مصاحب رب النوع نيز به دو طرف وى ديده ميشوند ، و هر سه بر عرادهيى سوارند كه دو اسپ آن را مىكشد و رانندهء عراده هم با كلاه نمدى نورستانى شلاق درازى در دست دارد . « 3 »
اكنون از روى اين كشف معبد سوريا گفته ميتوانيم : كه كلمهء ( زور ) معرب جواليقى و ياقوت حموى نيز مأخذى كهن دارد ، و هر دو كلمه زون - زور مربوط
هامش
( 1 ) - المعرب من الكلام الاعجمى طبع احمد شاكر قاهره 1361 ق ص 166
( 2 ) - تاريخ افغانستان 2 / 577 كه نويسندهء آن سوناگير را در سگاوند لوگر جنوب كابل قرار ميدهد ، ولى لوگر در كابلستان است و در زابل نيست .
( 3 ) - آثار عتيقه كوتل خيرخانه تاليف موسيو هاكن ترجمهء آقاى كهزاد طبع كابل .