من الجهات وح محتاج إلى منى الوالد للعاقدية وقد لا يحتاج كما وقع في مريم الصديقة فالنفخ هنا لأجل ظهور الآثار النفسية وتحتمل ان يكون لأجل العاقدية
الرابعة قوله عليه السلام في الخبر الثالث فغرقت رجلاه فيه لعل ذلك للإشارة
Footnote
جزاى من وتو هر دو يكى خواهد بود تو در آن نعمت همىروى ومن در اين شدت آن رئيس وى را گفت حاشا كه جزاى من چون جزاى تو باشد اگر من دانستمى كه مرا وترا پايگاه يكى خواهد بود هرگز در باديه نيامدى درويش گفت چرا ؟ گفت من فرمان خداى تعالى را مىكنم وتو خلاف فرمان خداى مرا خواندهاند ومن ميهمانم وتو طفيلى حشمت طفيلى چون حشمت ميهمان نباشد خداى تعالى حج توانگران را فرموده نه درويشان را وگفتهوَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِتو بىفرمان خداى تعالى به بيچارگى وگرسنگى در باديه آمدى وخود را به تهلكه افكندى وفرمان خداى را كار نيستى با فرمانبرداران چرا برابرى جوئى هركس كه استطاعت دارد به استطاعت حج كند همچنان باشد كه داد نعمت داده باشد وفرمان خداى تعالى بجاى آورده پس چون ترا ساز حج باشد در طاعت تقصير مكن وساز حج پنج چيز است مكنت ونعمت ومدت وحرمت وامن وراحت چون اين بهره يا فتى جهد كن بر تمامى طاعت وبدانكه حج طاعتي است مر آدمي را بايد اين دين ايزدى را ادا كند وحج بگذارد تا مكنت بود فرصت غنيمت شمار . سنائى گويدگاه آن آمد كه با مردان سوى ميدان شويم * يك ره از إيوان برون آئيم وبر كيوان شويم
راه بگذاريم وقصد حضرت عالي كنيم * خانه پردازيم وسوى خانه يزدان شويم
طبل جانبازى فروكوبيم در ميدان دل * بىزن وفرزند وبىخان وسر وسامان شويم
ملحدان گر جادوى فرعونيان حاضر كنند * ما به تكبيري عصاي موسى عمران شويم