Footnote
را مىگيرند أسألك بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا ولمحمد صلى الله عليه وآله ذخرا وشرفا وكرامة ومزيدا از آنجا كه خداوند براي مغفرت وآمرزش بندگان خود بهانهجوئى مىكند ومسلمان از گناه پاك مىشود ازاينرو روز نو دارد وعيد مىگيرد ليس العيد من لبس الجديد بل العيد لمن امن من الوعيد كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد وچون خاندان رسالت خانوادهء عصمت وطهارتاند هيچگاه آلودگى به گناه ندارند هميشه عيد دارند عارفان در دمى دو عيد كنند واين سعادت كه نصيب مردم شده است واز گناه پاك شدهاند در نتيجة پيروى وتبعيت آنان بوده است مزيد اعتبار وافتخار وشرف وبزرگوارى آنهاست .
عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ اسلامى است كه پس از پايان ماه رمضان به شكرانهء اين توفيق كه رفيق شده ودر ماه روزه به سعادت مجاهدت نائل آمده وبا أميال واغراض نفساني مبارزت كرده وامراض اخلاقى خود را معالجه كرده است وقواى روحي ونيروى ايمان بر هوا وهوس پيروز گشته وكوتاه سخن نفس خود را كشته است عيد مىگيرد واين عيد در متن دين موجود است چه خود پيغمبر أكرم عيد گرفته ونماز عيد مىخواندهاند همهء ملل وأقوام روز عيد وجشن دارند چه از نظر ديني وچه از نظر ملى وبرخى أعياد نيز ملاحظه مىشود نه ملى ونه ديني است بلكه از محيط خانواده تجاوز نمىكند تا قدرت وبزرگوارى موجود است موجبات جشن فرآهم وچون قدرت زائل ونيرو باطل شود خوشى سپرى وجشن سوگوارى شود اما أعياد ديني نيز در ميان ملل علل مختلف دارد مثلا عيد ميلاد مسيح رمز مودت ورحمت است چنانكه حضرت ختمى مرتبت كه بزرگترين اثر را در جهان انسانيت باقي گذارد يا ميلاد آن حضرت كه اعلام خطر به عزيزان بلاجهت بود وستمگران استبداد كه بندگان خدا را استعباد كرده بودند تكليف خود را دانستند وفاتحه خود را خواندند وفلسفهء عيد ولادت وبعثت پيغمبر اينست كه مسلمانان بگذشته خود توجه كنند باشد كه حال تنبه براي آنها پيدا شود واز بيگانگى كناره گيرند وبيگانگى پيوندند تا مگر آزادى خود را بدست آورده وبه آبادي كشورهاى اسلامى بكوشند ناگفته نماند كه اين دو عيد را مسلمانان چندين قرن پس از رحلت پيغمبر معمول