اذكار المؤمنين و استغفار المذنبين الى رب العالمين . » گفت : پادشاه عالم را بادى است كى هر سحرگاهان از مهب لطف حق « 1 » درآيد ، و « 2 » ذكر نياز مؤمنان را به حضرت برد و ناله و استغفار عاصيان را بملك بردارد . پادشاه عالم در صحبت او ذاكران را « 3 » رحمت نويسد « 4 » .
چون باد صبا از ملك تعالى اجابت يافت ، بوى « 5 » پيراهن برگرفت و « 6 » بمشام يعقوب رسانيد . يعقوب چون آن بوى بشنيد « 7 » فرياد برآورد و گفت :
« إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ
« 1 - » ، اى لا تخرفونى و تضعفونى فى العقل . »
يعقوب از هشتاد فرسنگ مى « 8 » بوى پيراهن بشنيد ، و فرزندان از نزديك نشنيدند . فردا مؤمنان از پانصدساله راه بوى بهشت بشنوند « 9 » و بيگانگان نشنوند ،
« لا يَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ . »
« 2 - » و كافران از پانصدساله راه بانگ « 10 » دوزخ بشنوند و مؤمنان نشنوند ، « لا يسمعون حسيسها . »
فان قيل : « 11 » يعقوب بوى پيراهن « 12 » از هشتاد فرسنگ « 13 » بشنيد « 14 » [ 140 الف ] ، چون بود كى برادران كى در صحبت پيراهن بودند « 15 » نشنيدند « 16 » ؟ زيرا كى آن پيراهن يعقوب « 17 » از بهشت بود و بنسيم انوار او « 18 » معطّر بود . فرزندان « 19 » در پدر عاق بودند ، و فرزند عاق بوى بهشت نشنود . « 20 »
هامش
( 1 ) - خود
( 2 ) - + پيغام
( 3 ) - + قربت و عاصيان را براة رحمت نويسد . قصه
( 4 ) - « رحمت نويسد » ندارد
( 5 ) - + آن
( 6 ) - « برگرفت و » ندارد
( 7 ) - از « چون آن . . . » ندارد
( 8 ) - ندارد
( 9 ) - مىشنوند
( 10 ) - بوى
( 11 ) - + چون
( 12 ) - + يوسف
( 13 ) - فرسخ
( 14 ) - + و فرزندان از نزديك
( 15 ) - از « چون بود كى . . . » ندارد
( 16 ) - + چرا
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - ندارد
( 19 ) - + يعقوب
( 20 ) - + خبر : محمد
( 1 - ) سورهء يوسف / 94
( 2 - ) سورهء اعراف / 47