الفصل الثالث عشر من قصة يوسف عليه السلام
فى قوله تعالى : « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ « 1 » » . « 1 - » قال الامام رضى اللّه عنه : « من آنس به غير اللّه حل به الزوال و من آنس باللّه دام له الوصال » . هرچ دون حق است همه هبا است و « 2 » بنده را دل در او بستن خطا است ؛ و « 3 » هرك با دون حق صحبت كند « 4 » زمانه او را اسير هجر و فرقت كند « 5 » ؛ و هرك با حق « 6 » صحبت كند « 7 » حق او را « 8 » به وصال خود جاودانه رعايت كند . نبينى كه هرك در اين عالم فانى « 9 » دل در « 10 » چيزى بسته كرد ، ملك تعالى او را به تير هجران خسته كرد . آدم عليه السلام دل در آن فرزند بست ، هابيل « 11 » به دست قابيل كشته شد « 12 » . « فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ » « 2 - » خليل خدا « 13 » دل در اسماعيل بست ، فرمان او « 14 » قربان آمد ، از بيم فراق سر گشته شد . « إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ « 15 » » . « 3 - » عيسى دل در مادر بست ، مادرش را « 16 » از پيش او برداشت « 17 » . سيد صلع دل در مكه بست ، رنج بيگانگان بر او گماشت « 18 » تا مكه را بازپس گذاشت « 19 » . « فَتُهاجِرُوا فِيها » . « 4 - » يعقوب دل در يوسف بست ، بواسطهء حقه برادرانش از او در ربود « 20 » ،