پرش به محتوای اصلی

تهليليه ( فارسى ) — صفحه 21

پدیدآورندگان:

ص۲۱
نظر او عرفان از شكّ و ترديد مبرّاست ، چرا كه لطف الهى شامل آن است و از اين رو به نبوّت نزديكتر است تا به فلسفه . « 1 »

وفات دوانى

در سال 908 هجرى كه به واسطه ظهور شاه اسماعيل صفوى در شمال ايران ، اوضاع كشور ، از جمله فارس ، به خصوص شيراز در هم ريخته و دولت آق‌قوينلو روى به زوال نهاده بود و تركمانان اين دودمان در همه جا دست به تاراج و بىنظمى و كشتار مردم مىزدند ، جلال الدين دوانى به قصد موطن خويش « دوان » از شيراز بيرون آمد . در نزديكى كازرون به سپاه أبو الفتح بايندرى برخورد نمود . سلطان مزبور كه قدر او را به خوبى مىشناخت و جلال الدين نيز « سورهء اخلاص » را به نام او تفسير كرده بود ، با احترام زياد ، او را به لشكر آورد و پذيرايى كرد ، ولى در آنجا بيمار شد و پس از سه روز به جهان باقى شتافت . به دستور سلطان بدن بىروحش را سربازان به دوش گرفته به « دوان » بردند و در مقبره‌اى كه تا اين روزگار باقى است و به نام « مقبرهء ملا جلال الدين » معروف است به خاك سپردند .
پاورقی
( 1 ) الزرواء ، ص 116 ، نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 420 .