افضل از آن سه مىباشد در علوم ، چنانچه درماندگى ايشان در قضايا و مسائل و مراجعه ايشان بآنحضرت فوق حد انكار است الا آنكه امير المؤمنين عليه السّلام عالم بعلم ظاهر بود و آنان عالم بعلم باطن ( يعنى از عرفاء بودند ) و علم باطن افضل است از علم ظاهر .
و بسيار عجب است از مثل قاضى نور اللّه با آنهمه علم و تتبع كه بمحض اعتراف بفضل يا بمحض چند شعر از كسى قانع شود و زود بتشيع بندد بلى اين شيوه عوام است كه بىاطلاعند و نميدانند كه همهء اهل سنت معترف بفضل امير المؤمنين عليه السّلام بلكه همه ائمه هستند زيرا چاره ندارند زيرا كه مودت ذى القربى بنص آيهء قرآن بر ايشان واجب شده بعلاوه آنچه از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم دربارهء ايشان رسيده .
بالجمله محض اظهار و اعتراف بفضل در شعر يا نثر اگر مفيد است ، پس چرا همه را طرد ميكنيد بلكه بايد همه را شيعه شناخت ، بلكه معلوم نيست كه نقشبنديه نيز اشعار مدح از مولا نداشته باشند يا معترف بفضل آنحضرت نباشند « 1 » .
هامش
( 1 ) بلكه هستند از جمله ملا جامى كه از تعصبش بزرگان او را ناصبى گفتهاند و جناب قاضى هم در كتابش در عداد صوفيه فقط او و شيخ عبد القادر را ذكر نكرده و معلوم است كه او را معاند ميدانسته ، عبد الرحمن جامى از سلسلهء نقشبنديه است و 25 فرقه را نقشبنديه به او منتهى مىشود و شاگرد بهاء الدين است كه مؤسس نقشبنديه است و مع ذالك اشعارى در مدح امير المؤمنين دارد و هنگام ورودش به نجف اشرف و عتبه بوسى امير المؤمنين شعرى معروف دارد بلكه اعتراف به تشيع و تقيه در كنار شط دجله يا فرات از او نقل شده بروضات الجنات مراجعه شود ايضا صاحب ينابيع المودة از نقشبنديه است مع ذالك كتاب ينابيع المودهء را به آن تفصيل كه كم نظير است در فضائل و مناقب اهل البيت و ائمه جميعا نوشته پس اگر اينها علامت تشيع است معنى بقيه در صفحه بعد