قاضى نور اللّه اظهار عقيدهء خود نمود كه طايفهء صوفيه بجميع فرقش بجز نقش بنديه همه شيعهاند . اين حقير نيز عقيدهء خود را ظاهر ميكنم .
عقيده مؤلف و نظر در گفته قاضى نور اللّه
بجانب قاضى عرض ميكنم كه اگر مرادت از شيعه محض اقرار و اعتراف بفضل امير المؤمنين عليه السّلام بر آن ثلثه است ( چنانچه در اول كتابش شيعه را دو معنى و دو قسم كرده يك معنى همان صرف اعتراف بفضل - معنيژ ديگر اعتراف بامامت ائمه اثنى عشر و پابند بمذهب و طريقهء ايشان ) پس اين تشيع فايده ندارد و در رأس اين تشيع معاويه و عمرو عاص و يزيد واقعند كه مسابقه گذاردند كه هر يك در فضل على شعرى بگويند .
معاويه گفت :
خير البرية بعد احمد حيدر * فالناس ارض و الوصى سماء
عمرو عاص گفت :
كمليحة شهدت لها ضراتها * و الحسن ما شهدت به الضراء
يزيد گفت :
و مناقب شهد العدو بفضلها * و الفضل ما شهدت به الاعداء
بلكه در رأس اين تشيع ابو بكر است كه گفت اقيلونى فلست بخيركم و على فيكم و عمر است است كه هفتاد مرتبه لو لا على لهلك عمر گفت بلكه ميتوان گفت از تسنن كسى باقى نميماند مگر جاهل غبى و الا همه شيعه خواهند بود زيرا كه هر يك از علماى اهل سنت و جماعت منكر فضايل آنحضرت نيستند ، بلكه منكر فضايل ائمه نيز نيستند حتى آنكه غزالى از ناچارى در احياء العلوم ميگويد اگرچه امير المؤمنين عليه السّلام