هر دو طايفه هيچ خلافى نيست ( يعنى آنكه اين خلاف و مذمتى كه بين صوفيه است و ساير حكما ناشى از غير محققين است ) چنانچه منقول است كه شيخ عارف « 1 » محقق شيخ بو سعيد ابو الخير را با قدوة الحكماء المتأخرين شيخ ابو على سينا اتفاق صحبتى افتاد و بعد از انقضاى آن يكى گفت آنچه او ميداند ما مىبينيم ديگرى گفت آنچه او ميبيند ما ميدانيم و هيچكس از حكماء انكار اينطريق را ننموده بلكه اثبات آن كرده ، چنان كه ارسطاطاليس ميگويد ، هذه الاقوال المتداولة كالسلم نحو المرتبة المطلوبة فمن اراد ان يحصلها فليحصل لنفسه فطرة اخرى افلاطون الهى فرموده قد تحقق لى الوف من المسائل ليس لى علها برهان و شيخ ابو على در مقامات العارفين ميفرمايد فمن احب ان يتعرفها فليتدرج الى ابن يصير من اهل المشاهدة دون المشافهة و من الواصلين الى الدين دون السامعين للاثر و حكيم الهى شيخ شهاب الدين مقتول كه محيى رسوم قدماى حكما است در تلويحات نقل مىكند كه در خلسهء لطيفهء كه باصطلاح اين طايفه آن را غيبت گويند ارسطو را ديدم و در تحقيق ادراك كه از غوامض مسائل حكمت است از او نكتهء چند پرسيدم بعد از آن شروع در مدح استاد خود افلاطون نمود و اطراء عظيم در مدحت او كرد از او سؤال كردم كه از متأخرين كسى بمرتبه او رسيده باشد گفت نه و نه بجز وى از وى از هفتاد هزار جزء از كمال او ، بعد از آن ذكر بعضى از فلاسفه اسلام ميكردم و به هيچ كدام التفات ننمود تا آنكه بذكر بعضى از ارباب كشف و شهود رسيدم
هامش
( 1 ) اين القاب و تجليلات كه در اين عبارات است چه در قبل و چه در بعد از عبارات قاضى نور اللّه است نه از تشريفات مؤلف ، مؤلف امثال ايشان را سزاوار اين القاب و تشريفات نميداند .