تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 78

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٧٨
رهبرى مينمايد ( تسترق منا و تفتخر علينا شده ) اينست كه با او رقابت ميكنند از اينجهت صوفى ميكوشد كه او را در انظار خفيف كند كه مشتريان پى او نروند حافظ نيز در طعن فلسفى و حكيم گويد :
حديث از مطرب و مىگو و راز دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد بحكمت اين معما را
پس از تماميت بيان در شرح تصوف و حقيقت وى مناسب است بخصوص از جهت وحدت تصوف و فلسفه كه در اينجا نقل كلام قاضى نور اللّه شيعه تراش را كنيم خدا از سر تقصيرش بگذرد كه صوفيه را در عداد شيعه ذكر كرده كاش محض ذكر بود تمجيد و تجليل و نقل كرامت براى آنها نيز مىكند اگرچه نقل كرامتها هم از كتابهاى خودشان است كه اعتبار ندارد لكن موهم است بلكه عامى اينقدر فرق نميكذارد كه از كتاب ايشان است يا خود ميگويد يا از كتاب صحيح است يا نه و بر سبيل تصديق و امضا است يا بر سبيل نقل . بهر حال نميدانم چه مسلك داشته ، از اين كتابش يعنى مجالس المؤمنين مرا درباره او سوء ظنى شده او را خالص نميدانم اگرچه او خود هم معترف است كه اين كتاب را از باب تعصب بر اهل تسنن نوشته كه آنان شيعه را عدهء ضعيف و جهال شمرده‌اند يعنى قائلين بتقدم و برترى على بن ابيطالب عليه السّلام اهل فهم و دراية نيستند بلكه يكعده از جهالند كه از بى علمى امير المؤمنين عليه السّلام ربا برترى بر آن سه دادند ، قاضى نور اللّه خواسته است رد بر ايشان كند و اثبات كند آنكه اعتقاد بتقدم آنحضرت خاصهء اهل فهم و دانشمندان از هر فرقه و صنف است ، سپس شروع كرده بنقل اصناف اول از مهاجرين و انصار بعد علماء از فلاسفه و حكما و ادبا و شعرا
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 78 | الشيخ محمد جواد الخراساني