تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 76

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٧٦
بسته باشد ، مبادا بر موز و فنون تمهيدات پير آشنا شود و از اطاعت سر بپيچد و عدهء را هم بيرون كند و الا از طرف ديگر هر بزرگى و جلالت كه براى خود ميشمارند در اثر همان علمها است كه تحصيل كرده‌اند همهء مفاخرشان به همان علمها است حتى از علوم دينيه ترقى كرده فخر ميكنند كه داراى علم كيميائيم ، علم شيميا يا علم تسخير ارواح يا اقسام علوم ديگر بلكه هر كس از پيران تصوف را كه ببزرگى ياد ميكنند و برتر از همه ميدانند مانند مولوى و غزالى و غير هما در اثر تفوق آنان بر غيرشان در علم است بلكه همهء شعرها و نثرهايشان پر از گفته‌هاى علمى بلكه در مقام شعر گفتن يا كتاب نوشتن دقت ميكنند كه شعرهاى نغز بگويند « 1 » و عبارت نغز آبدار و از فهم در بگويند و بنويسند كه بدينوسيله اظهار فضل كنند ، عجيب است اين مانند آن ميماند كه كسى بگويد كباب و پلو زعفران حرام است يا بد است اما هنگام خوردن از همه بيشتر بخورد و همواره جديت كند كه از جاى آمادهء به او برسد ، پس معلوم مىشود زحمت كشيدن و پول خرج كردنش حرام است ، خوردنش حرام نيست .

وحدت فلسفه و عرفان

عجيب‌تر از همه حملهء متصوفه است بر فلاسفه ، علم فلسفه را از هر چيز بيشتر مذمت ميكنند باندازهءاى كه فلسفى را ملحد ميگويند مولوى :
فلسفى و آنچه پوزش مىكند * قوس نورت ( اى محمّد ) تير دوزش مىكند ايضا - قبله عارف بود نور وصال * قبلهء عقل مفلسف شد خيال
هامش
( 1 ) به رضوان اكبر مراجعه كن رر فصل تعريف حافظ از خود و از اشعار خود تا حقيقت حال بر تو معلوم شود .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 76 | الشيخ محمد جواد الخراساني