بخرافات صوفيه بود بر من اعتراض كرد كه چكار دارى بحافظ و مولوى آنها مردهاند اذكروا موتاكم بالخير او هم پنداشت كه ما هم مانند آنها معارضهء كه با اشخاص داريم معارضهء مزاحمتى است كه اگر مزاحمت در كار نباشد جاى معارضه نيست ، گفتم معارضهء ما با اين جماعت معارضهء دينى و مذهبى است از جهت مراحمت آنها نيست كه آنها فعلا مردهاند و به من كارى ندارند مزاحمت دينى و مذهبى بمرده و زندهكارى ندارد و الا بس با شمر و يزيد و نظائر آنها ، هم كارى نداشته باشيم استدلاليهم كه كردى به كلمه اذكروا موتاكم بالخير استدلال صوفيانه و عارفانه است يعنى جاهلانه چنانچه غزالى ميگويد يزيد را نبايد لعن كرد زيرا كه اجتهاد او خطا كرده و هم توبه كرده بلكه بايد در قنوت و تر هم برايش دعا كرد زيرا مشمول اين آيه است سورهء حشر و الذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفرنا لنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل فى قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رؤف رحيم .
آرى غزالى به نظر پست صوفيانهء عارفانه به اين آيه نظر كرده و براى استنباط موهون خود مدرك كرده ولى نظر بسورهء بعد نكرده كه در اول سوره ممتحنه فرموده يا ايها الذين آمنوا لا تتخذو عدوى و عدوكم اولياء ( الخ ) و در همان سوره باز فرموده لا ينهيكم اللّه عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان اللّه يحب المقسطين انما ينهيكم اللّه عن الذين قاتلوكم فى الدين و اخرجوكم من دياركم و ظاهروا على اخراجكم ان تولوهم و من يتولهم فاولئك هم الظالمون پس يزيد مصداق اين آيه است كه فرزند پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را از وطن آواره كرد و بر سر او لشگر كشيد و او را بىجرم و تقصير كشت و آل رسول را
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 71
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ٧١