تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 70

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٧٠
رنگارنك مختلف كوچك و بزرك افتد و مانند حبابهاى روى دريا كه كوچك و بزرك است . در اينجا تصريح ميكنند كه افراد بشر بحسب خلقت مختلف الوجودند پس مختلف الحدود و الاستعدادند و در آنجا باز نامحدوديت بشر را تقرير ميكنند . عجيبتر اين است كه بگفتهء شبسترى :
هر آنكس را كه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كو مانند گبر است
همهء اين عرفا و لااقل اكثر ايشان جبرى مذهبند چنانچه در شرح حافظ ذكر كرده‌ايم مراجعه كن مع ذالك باز ميگويند كمال بشرى محدود نيست هر كس ميتواند خود را به آخرين حد كمال برساند با آنكه واضح است كه لازمهء جبر محدوديت است .

تمجيد از پيران هر سلسله با تقييد بسلسله خود

چهارم از متناقضات آنكه در مقام جلب مريد و در مقام تشقيق شعبه‌ها و سلاسل ، حق و حقيقت را منحصر بسلسلهء خود ميكنند چنانچه دانستى از طرف ديگر در مقام تمجيد از تصوف و ذكر متصوفه و تذكرة الاولياء نوشتن پيران همهء سلاسل را جزء اولياء مينويسند و نقل كرامات براى آنها ميكنند بلكه گفتار آنها را در اشعارشان و گفتارشان سند قرار ميدهند و به آنها استناد ميكنند معلوم مىشود معارضهء با سلاسل معارضهء مزاحمتى است نه معارضهء حقانيتى يعنى فقط بازنده‌ها معارضه دارند زيرا كه مزاحم ايشان هستند چون مردند ديگر مزاحمتى نيست پس مانعى ندارد كه اعتراف كنند به آنكه از اولياء اللّه بوده‌اند . چنان كه يكى از صوفى مآب‌ها يعنى صوفى نبود لكن مغزش آلوده