تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 59

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٥٩
مخلوق است ، محيى الدين عربى در تفسير لقد كفر الذين قالوا ان اللّه هو المسيح بن مريم گفته خداوند نصارى را نسبت بكفر نه از جهت آن داده كه قائل بخدائى عيسى شدند بلكه از جهت آنكه چرا خدائى را به عيسى تنها منحصر كردند بايد همه را خدا بدانند و در فتوحات گفته هر كس هر بتى را بپرستد خدا را بدان پرستيده و خداوند هرون را بر سامرى نصرت نكرد از آنكه خواست در هر صورتى پرستيده شود : از مقامع الفضل نقل شد . و بالجمله پيدايش اين مسئلهء اتحاد و حلول نيز بعد از منصور و بايزيد شد اينهم براى تأويل قول آن دو ، عده‌اى گفتند حلول حق را در منصور شد كه گفت انا الحق و در بايزيد كه گفت لا إله الا انا فاعبدونى ، عده‌اى ديگر كه خود را محقق ميدانستند و بزعم خود خواستند از حلول فرار كنند زيرا كه لازمهء حلول قول بمحدوديت حق و تجسم حق است ، از راه فنا پيش آمدند و قائل باتحاد شدند و گفتند گفتهء آن دو از باب فنا و صحبت حلول و اتحاد از بين رفت مگر شايد كسى پيدا شود كه قائل بيكى ازين دو شود صحح بوده يعنى فناى ذات و مستهلك شدن هويت در هويت و اين نيز محال است زيرا كه لازمه‌اش اينست كه يا قديم حادث و مخلوق شود و يا حادث مخلوق قديم گردد عدهء ديگر كه خود را محقق‌تر دانستند گفته‌اند و از باب وحدت وجود بوده شبسترى گويد حلول و اتحاد اينجا محال است كه در وحدت دوئى عين ضلال است صحح نه از باب ادعاى حلول و صحبت و اتحاد از بين رفت مگر شايد بندرت كسى پيدا شود كه قائل بيكى از اين دو باشد صصح ، كم‌كم صحبت وحدت رواج گرفت و شايع شد اين بود اصول تصوف و معتقدات خاصه آنها .

وحدت وجود - رؤيت حق - معاد روحانى - جبر

و اما وحدت وجود و قول برؤيت حق در خواب يا بيدارى كه از بعضى از متصوفه نقل ميكنند كه گفت خدا را در خواب ديدم كه چنين‌وچنان گفت ديگرى گويد در كشف ديدم يا در شهود خدا را ديدم ، معراجيه بايزيد بسطامى معروف است كه گفت معراج رفتم و خدا را ديدم و با من حرف زد تا آنجا كه گفت به من لوائى داد ، چون برگشتم بصفوف انبياء در مقابل حلول و وحدت وجود است مراد يكى شدن بعد از دو ؟ ؟ ؟ است ز اين را صوفيه فعلى كه خود را محقق دانند قائل نيستند اعتراض آن مسيحى هم بر آن نوع اتحاد دارد است و هم بر اين نوع اما براد معلوم نيست ممكن است اعتراض بر هر دو باشد اگرچه اتحاديكه مسيحى ميگويد مناسب با آن اتحاد است نه وحدت وجود
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 59 | الشيخ محمد جواد الخراساني