شاهى مخصوص آن اولياء است كه تسلط بر نفوس شاهان هم دارند بلكه عزل و نصب شاهان به اراده و اختيار آنها است .
اين سلسلههائيكه خود را به شيعه ميچسبانند چون ناچارند كه تظاهر بمعتقدات شيعه نيز كنند ، و از معتقدات مهم شيعه غيبت ولى عصر ( عج ) است و انتظار فرج و ظهور است ناچار به ظاهر دم از غيبت و تعجيل فرج ميزنند اما در خفا بمريدان خود ميگويند مقصود از غيب ولى عصر نه آن است كه ولى غايب و مستور است و بعد ظاهر خواهد شد . مولوى :
پس بهر دورى وليى قائمست * تا قيامت آزمايش لازم است
پس امام حى قائم آن ولى است * خواه از نسل عمر خواه از عليست
مهدى و هادى و ليست اى راه جو * هم نهان و هم نشسته پيش رو
بلكه مقصود آنست كه هر دو سلطنت يعنى هم سلطنت ظاهرى و هم باطنى هر دو در شخص ولى پيدا شود سلاطين غاصب از بين بروند سلطنت عالم بدست پير صوفيان كه ولى باطنى است برسد ، پس ولى تا هنگاميكه اين سلاطين هستند مستور و غائب است چون سلطنت به او رسيد بر همه معلوم و ظاهر است ، اين است معنى غيب و ظهور ، و بالجمله ولى و بعضى گويند تا قطب نشناختهاى و معتقد به او نكته غايب است و چون شناختى حاضر است يا اولياء اللّه در كلام ايشان مقصود همان چهار مرتبه است - قطب الاقطاب - قطب - ابدال - اوتاد پس اولياء اللّه كه آنها گويند غير اولياء اللّه است كه تو اى شيعه ساده بر مردمان زاهد صالح متقى ميگوئى .
مراقبه و خلسه و جذبه و فناء فى اللّه و بقاء باللّه
و اما حالاتى كه براى خود ثابت كردهاند ، عبارت است از : مراقبه - خلسه - جذبه - فناء في اللّه و بقاء باللّه ، دو تاى اول را براى پير و مريد هر