خدائى بردند آن يكى گفت انا الحق آن يكى گفت ليس فى جبتى سوى اللّه سبحانى سبحانى ما اعظم شانى .
مقصود از ولايت
ولايت يعنى آگاهى از همهء اشياء و تصرف در همهء نفوس و واسطهء در فيض از مبدء اعلى بدينجهت مقصودشان از ولايت صاحب اختيارى است ، و صاحب اختيارى را دو نوع است يعنى ولايت بر دو چيز دارند يكى ولايت بر احكام و تشريع و آنچنان بود كه گذشت ، ديگر ولايت بر نفوس بشريه و ساير موجودات و افاضهء فيض بوساطت از فياض اعلى بر همهء اصناف و طبقات ، و براى اين ولايت مراتب قائل شدند بر حسب مراتب رهنمايان يكى را كه واحد مرتبهء اعلى است و داراى ولايت كليه است او را قطب الاقطاب و غوث نامند ، آنكه مادون او است كه ولايت بر مادون خود دارد اما در تحت نظر ما فوق است قطب نامند ، مادون قطب را كه بامر قطب انجام وظايف ميكنند و فيض ميرسانند ابدال نامند ، مادون ابدال را اوتاد . چهار مرتبه براى ولايت قائلند .
سلسلهء نعمتيها با شعب مختلفهاى كه دارد بيشتر از براى ولايت پا فشارى مينمايند . نعمت ش را كه سر سلسله آنها است ، نعمت اللّه ولى ملقب نمودهاند و از او ببعد وصلهء شاهى بلقبهاى خود ميزنند - نور عليشاه - صفى عليشاه مونس عليشاه - سلطان عليشاه - نعمت اللّه را هم شاه نعمت ش ولى مى خوانند ، و اين كنايه از اين است كه حقيقت شاهى همان ولايت است ، شخص ولى از طرف خدا شاه است ، شاه حقيقى اوست اين سلاطين غاصب مقام شاهى هستند ، اينها ظاهر ولايت و شاهى را غصب نمودهاند ، باطن