تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 50

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٥٠
20 - حافظ به زير خرقه قدح تابكى كشى * در بزم خواجه پرده ز كارت بر افكنم
و ايضا در مقام ادعاى تصوف خود گويد :
21 - صوفى صومعهء عالم قدس ليكن * حاليا دير مغان است حوالتگاهم 22 - خيز تا خرقهء صوفى بخرابات بريم * شطع و طامات ببازار خرافات بريم 23 - سوى رندان قلندربره آورد سفر * دلق بسطامى و سجادهء طامات بريم 24 - درين صوفى و شان دردى نديدم * كه صافى باد عيش باده نوشان 25 - اى پير خانقه بخرابات شو دمى * غسلى بر آر و توبهء هفتاد ساله كن 26 - ز كنج صومعه حافظ مجوى گوهر عشق * قدم برون نه اگر ميل جستجو دارى 27 - دلم گرفت ز سالوس و طبل زير گليم * به آنكه بر در ميخانه بركشم علمى

شگفت از عارفان شريعت مآبى

و صوفيان خانقاهى از حسن ظن دربارهء حافظ و تجليل ايشان از وى عجب از اين مدلسان صوفيان شريعت‌مآبى است كه با اين وصف اظهار كمال ارادت بحافظ مينمايند ، و او را چه مردو ارستهء بقلم ميدهند ، عجب‌تر آنكه اين طعن‌ها كه او بر اين سالوس بازيهاشان زده حمل ميكنند بر اهل شرع گمانم اينست كه اينهمه اظهار ارادتى كه به او مينمايند براى همين است كه تلبيس كنند كه او از ما است و اين گفته‌ها را بما ندارد .