تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 430

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٣٠
راز كس مخفى نماند بر فروغ راى تو * ارباب « 1 » حاجتيم و زبان سؤال نيست در حضرت كريم تمنا چه حاجت است * بيدلى در همه احوال خدا با او بود او نميديدش و از دور خدايا ميكرد
اين را از باب تمثيل حال خود آورده كه گفته سالها دل طلب جام‌جم از ما ميكرد ميگويد مثل حال ما در جستجوى جام جم با آنكه جام‌جم همانست كه در ميكده داريم مانند حال همانست كه خدا خدا ميكرد با آنكه خدا با او بود و او خدا را نميديد يعنى چون او خدا نميديد پس از دور فرياد ميزد و اگر ميديد كه خدا با اوست و نزديك به اوست از دور داد نميكرد
نخست موعظهء پير مى فروش اينست * كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد
اين را از باب رقابت با خانقاهيان گفته كه در فصل پير مغان گذشت و نظيرش گفته :
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم * با كافران چه كارت گر بت نميپرستى
بلى آن موعظهء پير بطور كلى موعظه خوبيست اما تا ناجنسش كه باشد و اى كاش هم موعظهءاش كرده بود و بحافظ گفته بود كه از مصاحب اوباش احتراز كنيد . ولى اگر اين موعظه كرده بود اول شامل خودش ميشد و سپس يارانش كه از جمله حافظ است كه خودش گفته تا در بدر بگردم قلاش و لايبالى :
عفو « 2 » خدا بيشتر از جرم ما است * نكتهء سربسته چگوئى خموش
هامش
( 1 ) اين نيز براى شاهست ( 2 ) اين از باب تحريص بر شراب است در فصل سلاطين بنام شاه شجاع گذشت