تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 412

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤١٢
فلسفه و نجوم و غيره كه مشترك ما بين همه است و چنان وانمود ميكنند كه اينها از اسرار و دقائق ملهمات ايشان است حتى آنكه چنان بخورد اين جاهلان داده‌اند كه ادبيات را عرفان مىپندارند و بگمانشان كه اينها از مختصات عرفاء است
شعر حافظ هه بيت الغزل معرفت است * آفرين بر نقش دلكش و لطف سخنش
در صفحه 272 گذشت كه مقصودش از معرفت ، معرفت شعرى و هنرى شعرى است ، عامى بيچاره وقتى اين اشعار را مىخواند كه مشحون بادبيات است بخصوص كه كنايات و مجازاتش هم دقيق است بخصوص كه اگر لغز و معمائى هم داشته باشد از جان و دل مىگويد ، آفرين بر نفس دلكش و لطف سخنش ، خدا انشاء اللّه به همه عقلى و معرفتى بدهد كه فرق بين ادبيات و عرفان بگذارند ، شما را به خدا هنگاميكه در كتب اين جماعت ملاحظه ميكنيد ، گذشته از غلوها و نقل كرامات براى پيران خود و لاف و گزاف شعرى و نثرى و بيان معنى اصطلاحيات ، و وحدت وجود ، و ولايت نوعيه ، و مجمل بافى و لغز گوئى و تعريف مقامات و درجات اولياء ، و شرح وحدت و فنا ، چيزى كه قابل تعقل و اعتنا باشد مييابيد بجز از مشتركات ، باز هم اگر مطلبى قابل تصديق و مورد عنايت و تحقيق باشد در كلام ايشان يافت شود از همان مشتركات است ، باز هم اگر صحبتى از ايشان ديده شود كه مقام علمى و تبر ز شخصى از ايشان را برساند از همان مشتركات است ولى مطلب اينست كه ايشان اين مشتركات را نشانهء عرفان خود و مقامات شامخه و جلالت و كرامت خود ميگيرند ، ديگران بسبب اينها در خود غلو نمىكنند ، ايشان اين مشتركات را بعنوان عرفان بخورد مردم
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 412 | الشيخ محمد جواد الخراساني