تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 46

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٤٦
كه هر چه عوام باشد باز ميداند كه ترك نماز يا شرب خمر يا زنا و لواط خروج از اسلام است ، مگر آنكه خود او هم منافق باشد و تظاهر باسلام كند و الا با چنين وضع هرگز عقيده نكند كه او به حق و حقيقت برسد ، يا مگر خيلى احمق باشد ، يا مانند يهود و نصارى زائيدهء همان مرام و مسلك خبيث باشد از اين جهت مسئله سقوط تكليف و تحليل حرام را از سرّ مستسّر شمارند بسيار كم تصريح به او كنند يا مگر باشارات بگويند ( او اگر زهرى خورد نوشى شود ) يا ( آنچنان را آنچنان تر مىكند ) حافظ گويد :
چون نيست نماز من آلوده نمازى * در ميكده ز او كم نشود سوزوگدازم
آرى آنان كه متظاهر بشر عند و خود را متشرعه عرفاء ميگمارند بيشتر در مقام نفى و انكارند و جديت در تكذيب مينمايند ولى آنها گمان كرده‌اند كه اگر بر عوام كشف اين راز پوشيده بماند در اثر جحود و تكذيب لسانى بر علماء نيز پوشيده خواهد ماند ، هيهات هيهات بزرگان آنها كه خودشان را در مقابل ايشان حقير و كوچك ميشمارند معترفند ، پس انكار ايشان كه قاصرند از درجه ايشان باعتراف خودشان چه سودى دارد . براى صدق نسبت و كذب انكار و تكذيب ايشان ، همين اعترافشان كافى است ، كه هرچند كه متشرعه باشند معترفند كه اگر عارف سالك هنگام فوران عشق ترك فريضه كند يا فعل قبيح محر مىكند بأسى بر او نيست بلكه مأجور خواهد بود ، اينها تا اينقدر اعتراف دارند و تصريح ميكنند ، و ديگران يك مرتبه بالاتر از نيز تصريح ميكنند ميگويند اگر بكشف نيز چنين كند باكى بر وى نيست .