تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 411

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤١١
هستند ، اگر كسى اعتراض كند كه اين تفسيرها و معنىها از روى چه مدركى است فورا ميگويد در فلان حديث امام عليه السّلام معنى ( آلم ) ( آلمص ) را به همين طور بيان فرموده عامى ديگر كجا فهم دارد كه بگويد اگر در يك مورد خاص امام عليه السّلام باحاطهء علمى الهامى خود از اشارات غيبى ، بدين نحوه اخبار فرموده ، اين دليل بر رخصت از براى هر كس نيست و هم دليل بر رخصت اين عمل در همهء موارد نيست و الا دانستن حساب جمل و ربر و بينات حروف ابجد ، كه چيز مهمى نيست همه كس ميداند ، ديگر عملياتى كه گذشت از كشف و كرامت و لاف و گزاف و غيره كه آنها را نيز نشانه عرفان خود ميگيرند .

ادبيات و علوم مشتركه عرفان نيست و شاهد بر صدق دعوى عارفان نيست

ديگر نسبت مشتركات را به خود دادن و از دقائق ادراكات و بدايع افكار خود شمردن است ، عامى چون اطلاع از علوم و فنون و صاحبان علوم و فنون ندارد كه ببيند اينها امورى است مشتركه و همه اينها را دارند ، بخصوص كه او را از مطالعه كتب منع و از مصاحبت اهل علم زنهار ميدهند . پس نسبت به او اين گفته‌ها نشنيدنى مينمايد ، پس يقين مىكند كه اينها نكات و دقائق غيبيه و از خزائن مكنونه لا ريبيه است كه بر لوح صدر اين عارف كامل تنزل كرده و ديگران اهل معنا نيستند ، لا جرم از اين معانى محروم مانده‌اند ، عامى چه ميداند كه اينها مشتركاتند ، مشتركات هرگز ما ب الامتياز نميشود ، امتياز مدعى عرفان به غير اينها بايد باشد ، ما به الامتياز بايد امرى باشد مختص تا شاهد شود بر اينكه او اهل است و ديگران نااهل ، كلام خود را مشحون ميكنند و مزين ميسازند بكلام و منطق و