تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 44

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٤٤
خواهد گفت بلى بگو آيا مىشود كه خطا كند خواهد گفت نه بگو لازمه‌اش تغيير احكام است و استقلال در نظر است و استغناى از شرع است زيرا كه عشقها مختلف دلالت كنند ، چنانچه گفته‌اند ، ( اين كار كار عشق است دخلى بدين ندارد ) ، كشف‌ها نيز مختلف « 1 » راهنمائى ميكنند زيرا كه اختلاف پيران با يكديگر ظاهر است و اختلاف سلاسل تصوف نيز ظاهر است ، ديگر بگو اين روش و سيره از نص شارع است خواهد گفت نه پس بگو اين عين تشريع احكام و تغيير احكام است .

سقوط تكليف

اما سقوط تكليف - پس آن نيز لازمهء اذا ظهرت الحقائق بطلت الشرايع و لازمهء استغناء از شرع و لازمهء استبداد و استقلال در كشف و نظر است ، نهايت چون اين معنى خيلى بر مسلمين گران ميآيد كمتر تصريح به آن ميكنند ، اين را هم از اسرار ميشمارند كه نبايد اظهار كرد . مسئله تشريع يعنى شرع گذارى را ممكن است در وى تدليس كنند چنان كه ميكنند كه خود را قياس بعلماى مذاهب ميكنند ميگويند چگونه شما فتوى ميدهيد و رأى ميدهيد و ضررى بدين ندارد اينهم مانند آن ، صرف همين قياس براى تلبيس كردن بر عوام كالانعام كافى است ،
هامش
( 1 ) براى نمونه نظر كن بمسئله وحدت وجود كه از مسائل مهم عرفان است بلكه اصل عرفان است همگى اثباتش را بكشف ادعا ميكنند مخالف نيز عدمش را بكشف ادعا مىكند ملاحظه كن در حالات عبد الرزاق كاشى صاحب منازل السائرين و شارح قصوص و علاء الدولة سمنانى كه سر سلسلهء نوربخشيه مىباشد هر دو معاصر با هم بودند بين اين دو مكاتيب رد و بدل شده كاشى ادعاى وحدت وجود مىكند بكشف ، علاء الدوله نيز بطلانش را ادعا مىكند بكشف جامى در نفحات مكتوب هر يك بديگر را نقل كرده .