تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 43

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٤٣
البته اثبات اينهم محتاج به بيان و اقامهء برهان نيست ، زيرا كسى كه صاحب وحى و الهام از حق باشد و داراى كشف و شهود باشد ، قطعا بزعم ايشان داراى اين مقام خواهد بود و لازمهء استغناى از شرع نيز استبداد در نظر و رأى است پس آنچه او بكشف ببيند يا ملهم شود او از طرف حق است پس بايد غير آن نكند ، پس لازمهء او تغيير احكام و تشريع سنت است و لازمهء اين : دعوى نبوت يا امامت است . سيره و روش و اذكار و اوراد و چله و رياضات انها و تصرف در احكام شرع تمام مبنى بر همين است و مبتنى بر كشف و نظر پيرانست كه هرچه را كه از آنان ميپرسى كه اين از كجا است و مستند بكيست در جواب ميگويند بزرگان اين را گفته‌اند يا چنين بوده‌اند يا چنين كرده‌اند پس صوفيت خود شرعى است ، مستقل و صوفى خود شارع است ، احتياج بشرع ندارد ، بلكه آنچه كشف او يا عشق او اورا دلالت بر آن كند همان حكم خدا و مرضى خدا است ، پس اگر كسى پيدا شود كه به زبان نفى كند از اين اشخاصى كه متظاهر بشرعند و خود را عرفاى متشرعه ميدانند و بگويد چنين نيست يا بگويد اين امر در سلسلهء ما نيست در سلسله هاى ديگر است مسلم بدان كه دروغ گفته تظاهر مىكند يا از ترس تكفير يا از تدليس براى جلب مريد يا ناقص است در تصوف و الا مشايخى كه او معتقد به آنان است و رشتهء خود را منتهى به آنان مىكند بر همين سيره بوده‌اند و همين را ميگفته‌اند . باز هم براى اينكه يقين براى تو حاصل شود بر كذب و تدليس او از او بپرس آيا پير كامل داراى كشف و شهود مىشود خواهد گفت بلى بگو آيا صاحب عشق كامل مىشود خواهد گفت بلى بگو آيا الهام دارد