تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 381

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٨١
بلكه هرگاه سؤال از مدرك كنى ميگويند بزرگان چنين گفته‌اند پس معلوم شود كه پاكى دل در ماست كه موافق شرع رفتار ميكنيم نه در آنهاست ولى آنها بعامى ساده تذريق كرده‌اند كه علما اهل دل نيستند اهل ريا هستند پس بايد به ايشان گفت اهل دل نبودن يا از جهت قصد و نيت است يا از جهت انجام ندادن اموريستكه پاك‌كنند هدل است اگر از جهت قصد و نيت ميگوئى آنكه امر قلبى است تو كه در باطن ما نيستى از كجا بما نسبت ريا ميدهى از كجا ميدانى كه قصد ما خالص نيست بلى تمسك مىكند به عمل بعضى كه اهل جاه و مال هستند كه در هر فرقه وجود دارند و اگر از جهت اعمال پاك‌كننده ميگوئى كدام عمل ثابت محقق از شرع را ما نكرده‌ايم اعمال و روش تو را كه ما بر خلاف شرع ميدانيم و خودت هم معترفى كه موافق با شرع نيست ( بشوى اوراق اگر همدرس مائى ) براى ما ميخوانى پس چگونه تو اهل دل شده‌اى و ما نه ، و اما صورت بايد پرسيد كه صورت چيست تا معلوم شود كه كه اهل صورت است ، اگر نماز و روزه و جماعت و حج و ظواهر شرع و تظاهرات دينى را ميگوئى اى نافهم اينها دستورات شرع است صورتى كه به امر شرع باشد صورت نيست و اگر چنان باشد كه وظائف و اعمال صورت باشد پس چله و رياضت و ذكر و سائر اعمال تو هم نيز صورت است و اگر ظواهر شرع را صورت نميدانى پس صورت چيست كه بمانسبت ميدهى و عامى بيچاره هم بىتحقيق و بىتعمق باور كرده مىگويد اهل صورتند اگر تبليغات دينى را از منبر و وعظ و تأليفات را صورت ميدانى آن هم كه تو با ما مشتركى بعلاوه تبليغ دين نيز از وظائف است نميدانم چه چيز را صورت ميدانند اگرچه ميدانيم كه آنها همين ظواهر شرع را از نماز و روزه و سائر تكاليف