تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 377

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٧٧
است يعنى خداوند بندهء خاص را كه تكريم كند مانند پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم يا امام عليه السّلام مثلا او را به اين گونه امور مكرم مىكند يعنى به او اين‌گونه امور كرامت ميفرمايد به اين جهت اين امور را كرامت ناميده‌اند پس هر كسى كه اهل كرامت خداوند باشد خداوند به او از اين‌گونه كرامات خواهد داد نه آنكه هر كس داراى چنين ا مور باشد اين امور از وى كرامت است و او اهل كرامت حق خواهد بود كليت از اين طرف ثابت نشده ، عينا مانند ملك و مال است كه خداوند بهر پيغمبر داده ميفرمايد ما داديم به او ملك و مال را چنانچه دربارهء حضرت ابراهيم فرمايد و آتيناه اجره فى الدنيا و انه فى الاخرة لمن الصالحين و همچنين درباره داود و سليمان و آل ابراهيم عليه السّلام ، ولى اين دليل نيست بر اين كه هر كس ملك و مالى يافت پس خدا به او داده و از خداست چگونه مىشود هر كشفى را از حق فرض نمود و هر امر غريبى را كرامت دانست و نسبت به خدا داد با آنكه بالوجدان از اين‌گونه كشفيات و امور غريبه بروز و ظهورش در بت‌پرست و گاو پرست و آتش‌پرست و على اللهيان بيش از بيش از اين صوفيان و عرفانيان وجود دارد آيا مىشود گفت خداوند كرامت خود را بر دست مشرك و كافر ظاهر مىكند حاشا و كلا پپس بروز امور غريبه دليل بر كرامت نيست پس در كبرى نيز خطا كرده كه بزعم خود هر كرامتى را يعنى بروز هر امر غريبى را از حق و پيوسته به حق دانسته بلكه اول بايد مكرم بودن او را ثابت كرد و بعدا بروز اين امور را حمل بر كرامت او كرد و از اين جهت است كه كرامت دليل بر نبوت و امامت نيست بلكه معجزه دليل است يعنى امورى كه بشر از وى عاجز باشند نه امورى كه عام و مشترك است مانند امور غريبه كه سحر و جادوگران و شعبده‌بازان و اهل طلسم