تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 375

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٧٥
واقع مىشود پس بايد در جهل مركب بماند و او به خيال خود كه كشف كرده بلى عامى فقط راجع بموضوعات شخصى راه اثبات و تشخيص دارد مانند آنكه به او اخبار كند كه تو ديروز چه خوردى يا در منزل تو كه بود يا فردا كه بنزد ما خواهد آمد و از اين قبيل كه اخبار به و امور غير است ولى صدق كشف اين امور موجب تصديق در كشف شرعيات چه تكاليف شرعيه و چه موضوعات تكاليف شرعيه نخواهد بود ، در تكاليف مانند آنكه كشف كند حليت فلان يا حرمت فلان يا فلان دعا يا فلان ذكر يا مدخليت فلان چيز مثلا در نماز يا واجب ديگر يا عدم مدخليت و امثال ذالك ، موضوعات شرعيه مانند آنكه مثلا بگويد زوجهء تو بر تو حرام است يا فلان سارق توست يه قاتل پدر تو بوده يا فلان مال وقف است يا فلان غصب است يا وقف نيست يا غصب نيست و امثال ذالك ، بالجملة صحت آن كشف حجت براى اين كشف نيست شرعا و اگر بر وفق او عمل كند تقليد بدون حجت و خلاف شرع كرده پس از كشف يك قسم از او را ميتوان كشف ناميد و آن امور شخصية و موضوعات خارجيهء است كه راه تميز و ميزان صحت و فساد دارد و اما حق بودنش ذكرش ميآيد . اما كرامت پس ميگوئيم نسبت به بعضى از امور كه بلا شبهه بروز آنها از اين جماعت ممنوعا است و جز ادعا و نقل چيزى نيست و از نقل هم فقط براى مردگان است و آن هم از آن جهت كه وجود ندارد تا صحت و سقمش بر كسى معلوم شود بر مرده هزار پيرايه مىتوانند بست مانند آنكه فلان طى الارض كرد و فلان بر آب مشى كرد و فلان سجاده به آسمان انداخت و به نماز ايستاد و فلان بر شخصى نظر افكند آب شد و فلان عصا انداخت مار شد و فلان هفتاد روز ريك بيابان خورد و فلان سنك را زر كرد و فلان
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 375 | الشيخ محمد جواد الخراساني