تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 41

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٤١
بندگى تا هنگامى است كه يقين نيامده از اينجهت است كه ميگويند طواف بر گرد پير بهتر است از حج خانهء خدا ، مولوى هم قصه طواف كردن بايزيد بسطامى را بر گرد پير در بصره و به حج نرفتنش را در مثنوى ملوى ياد كرده پس آنان كه بمرتبه ارشاد ميرسند اگر ترك نماز و روزه و فرايض ميكنند بر اصل قاعدهء تصوف است ، آنان كه ادعاى ارشاد دارند اگر در مرئى و منظر مردم متظاهر باعمال شرع شوند بر خلاف قاعدهء تصوف از روى سياست كرده‌اند ، پس اگر بعضى منكر شوند به زبان و نفى كنند و بگويند لازمه تصوف ترك عبادت نيست از اين سه وجه بيرون نخواهد بود يا از ترس تكفير است يا از جهت جلب مريد و يا در تصوف كامل نيست بلكه بتظاهر بعضى رياكاران مغرور شده و باور كرده كه شرع هم لازم است و نفهميده كه اين خود يكى از اسرارى است كه بايد پنهان كرد مگر از اهلش « 1 » و الا مشايخى كه او به آنها اعتراف دارد معترفند به آنكه اذا ظهرت
هامش
( 1 ) ابو الحسن خرقانى گفت پنج تكبير كردم يكى بر دنيا ، دوم بر خلق سوم بر نفس ، چهارم بر آخرت ، پنجم بر طاعت و ابن را با خلق نتوان گفت حافظ نيز گويد :من هماندم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هستاو چون بمذهب كسيستكه بيشتر از چار تكبير بر جنازه روا نميداند ؛ باز ابو الحسن خرقانى نيز گفته آنكس كه نماز و روزه كند رو بخلق دارد حافظ نيز گويد :چون نيست نماز من آلوده نمازى * در ميكده زاو كم نشود سوزوگذارمشبسترى گويد :چو برخيزد ترا اين پرده از پيش * نماند دين و آئين مذهب و كيش من و تو چون نماند در ميانه * چه كعبه چه كنش چه ديروخانهعطار در كتاب جوهر ذات گفته :خدا را يافتم ديدم حقيقت * برون رفتم من از عين شريعت