تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 40

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٤٠
اسلام و بعد از اسلام است اين دعوى محتاج باثبات بدليل و برهان نيست بلكه بعد از ادعاى حقيقت ، و ظهور كشف ، و شهود ، و دعوى وحى و الهام چنانچه بيايد . استغناى از شرع نتيجهء لازمهء او است چه ادعا كنند يا نكنند و چه اظهار كنند يا نكنند و در ادعاهاشان هم محتاج به اقامه برهان نيستند زيرا كه بر حسب ادعاى ايشان استغناى از شرع خاصيتى است براى تصوف مانند خاصيت انگبين براى انگبين كه چون انگبين ثابت شد و پيدا شد خاصيتش محتاج باثبات نيست بلكه تصوف را بزعم ايشان جز اين فايدهء نيست و از اينجا است كه گفته‌اند اذا ظهرت الحقايق بطلت الشرايع ، ( چونكه صد آمد نود هم پيش ما است ) پس اگر بعضى از آنان در بعضى از احيان نفى و انكار كنند از ترس تكفير مسلمين است . ولى مخفى نماند كه استغناء دو استغناء است يكى در مرحلهء اول ، يكى در مرحلهء آخر باصطلاح آنان بدايت و نهايت اما استغناء از شرع در بدايت پس آن ظاهر است زيرا كه يگانه سبب وصول بحقايق را طريقت يعنى روش تصوف و دستور مرشد ميدانند خواه با شرع موافق باشد يا نباشد خواه از شرع نصى باشد يا نباشد ( بشوى اوراق اگر همدرس مائى ) پس در ابتداء احتياج بشرع نيست بلكه دستورات صوفيانه كافيست . و اما در نهايت پس آن روشنتر و واضحتر است زيرا كه ميگويند مقصود از همهء شرايع وصول بحقيقت است و بعد از وصول ديگر چه احتياج بشرع است ، شرع را مانند پوست گردو و با دام مىپندارند و حقيقت را بزعم خود مانند مغزو و ميگويند شرع قشر است و حقيقت لب ، و بديهى است كه بعد از بدست آوردن مغز حاجت به پوست نيست بعضى هم براى مدعاى خود استدلال به اين آيه نيز ميكنند و اعبد ربك حتى ياتيك اليقين