نامبارك جنابعالى رسيده خواهيد گفت نه و ثالثا اين نسبت بىاطلاعى فرضا در بعضى صحيح باشد يا بخاطر دل نازك شما دربارهء همه صحيح باشد باز هم ضرر ندارد و منافى با بد گفتن و تكفى كردن نيست ، چه آنكه در تكفير و بدگوئى از فرقهها و افراد فرقهها علم تام و اطلاع كامل بگفتهها و سائر خصوصيات ايشان لزوم ندارد و اين منافات كه شما فرض كرديد و عدم اطلاع كامل را سند گرفتيد از براى عدم جواز تكفير و مذمت ، خود يك نوع مغالطه و تلبيس است ، زيرا كه اگر اين گفته صحيح باشد پس بايد جائز نباشد تكفير يهود و نصارى و گبر و بودائيها و بهائيان و غير هم از ملل مختلفه مگر بعد از اطلاع كامل بر همهء كتبشان و همهء گفتههاشان و يا تكفير هر فرد از افراد هر يك از اين ملل بايد جائز نباشد مگر بعد از تفحص و تدقيق در كتب وى و گفتار وى و حال آنكه چنين نيست شاهدش آنكه اگر از شما بپرسند آيا شما تمام كتب يهود و نصارى را تحت مطالعه و مداقه قرار دادهايد يا لااقل توراة و انجيل و كتبى را كه ايشان كتب سماويه ميدانند مطالعه كردهايد خواهيد گفت نه و مع ذالك تكفير ميكنيد و همچنين اگر از شما بپرسند نسبت به آن ملل ديگر پس اين نيست مگر از باب آنكه اطلاع كلى لازم نيست بلكه علم اجمالى اولى كافيست يعنى هر كس يقين به صحت طريقهء خود پيدا كرد پس مخالف با طريقه خود را خواه فرقهء باشد و خواه فردى از افراد فرقهء باشد بطور جزم حكم ببطلانش مىكند بدون آنكه احتياج بمطالعهء در احوال او و مداقه در اقوال او داشته باشد پس شيعه احتياج ندارد بمطالعهء كتب صوفيه يا اطلاع كامل بر گفتهء آنان يا فردى از افراد ايشان كه
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 347
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٣٤٧