نگويد .
طريقه دهم : آنكه تمجيد اهل شرك و كفر كند . تلك عشرة كامله .
اكنون يكيك را شرح ميدهيم و اشعار حافظ را در هر يك از اين امور مى نگاريم .
طريق اول در اشعار بىمعنى لاف و گزاف است
لاف و گزافهاى حافظ
شما را به خدا در اين اشعار تامل كنيد . شما كه ميگوئيد ديوان حافظ زبور عرفان و عشق است ، آيا همين لاف و گزافها را عرافن ميدانيد ، آيا شما عرفان را عبارت از گزاف در تشبيه و لاف در ادعا ميدانيد ، پس هر شاعرى از عرب و عجم عارف است زيرا كه تشبيهات گزافى و دعويهاى لافى بسيار سروده حافظ براى شاه يزد گويد :
دور دار از خاك و خون دامن چو بر ما بگذرى * كاندرين ره كشته بسيارند قربان شما
اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
نقل كردهاند كه امير تيمور وقتى كه بلاد را مسخر كرد و فارس را گرفت و شاه منصور را كشت چون بشيراز آمد حافظ را طلبيد و گفت ، من بطرب شمشير ربع مسكون را مسخر ساختم و هزاران ولايات را ويران كردم تو سمرقند و بخارا را ميفروشى گفت ايسلطان عالم از همين بخشيدنيها است كه بدينحال افتادهام پس از اين لطيفه بخنديد و از تقصيرش گذشت و او را عتاب نكرد بلكه به او عنايتى كرد :