تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 267

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٦٧
او را طبيب مدعى خوانده بين اين دو * گوينده خيلى تهافت و تناقض است
ولى اگر راست باشد كه در مطلع اين غزل نظر بنعمت اللّه داشته نه بشاه پس انصاف اين است كه گفته دومى اصوب است و معلوم است كه اولى تحريف كرده و خواسته كه پير خود را بزرك كرده باشد و اگرنه پس آنچه ، استظهار كرديم اصوب از هر دو است نظر در اين غزل بشاه است و بس ايضا براى شاه گويد :
سلطان و فكر لشگر و سوداى تاج و گنج * درويش و امن خاطر و گنج قلندرى يك حرف صوفيانه بگويم اجازت است * اى نور ديده صلح به از جنك و داورى نيل مراد بر حسب فكر و همت است * از شاه نذر خير و ز توفيق ياورى حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوى * كاين خاك بهتر از عمل كيمياگرى
در اينجا ظاهرا خطاب با شاه منصور يا يكى از نظراى او است كه در عهد پيرى حافظ بوده و به او خطاب نور ديده مىكند او را نصيحت به ترك جنك و جدال كه سلامتى در آن است مينمايد پس او را بر حسب جبلت و فطرت خود كه عياشى و سلامت خواهى است دلالت مينمايد . زيرا كه گفته :
در شاهراه جاه و بزرگى خطر بسى است * آن به كزين كريوه سبك بار بگذرى
پس اين استغناء نه استغنائى است كه از عرفان حق است بلكه از جنبهء حب حيات و عشق بنفس و جان عزيز داشتن است بخصوص كه در آخر اظهار طمع نيز كرده از شاه نذر خير ( الخ ) ايضا
اگرت سلطنت نقر به بخشند ايدل * كمترين ملك تو از ماه بود تا ماهى