تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 253

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٥٣
بحاجب در خلوتسراى خويش بگو * فلان ز گوشه‌نشينان خاك درگه ما است به صورت از نظر ما اگرچه محجوب است * هميشه در نظر خاطر مرفه ما است اگر بسالى حافظ درى زند بگشا * كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ما است چه لطف بود كه ناگاه رشحهء قلمت * حققو خدمت ما عرضه كرد بر كرمت روان تشنه ما را بجرعهء درياب * چو ميدهند زلال خضر ز جام جمت من ارچه در نظر يار خاكسار شدم * رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند توانگرا دل درويش خود بدست آور * كه مخزن زر و گنج و درم نخواهد ماند بر اين رواق زبر جد نوشته‌اند بزر * كه جز نكوئى اهل كرم نخواهد ماند پنهان ز حاسدان بخودم خوان كه منعمان * خير نهان براى رضاى خدا كند بخوارى منگر اى منعم ضعيفان نحيفان را * كه صدر مجلس عشرت گداى ره‌نشين دارد
يعنى ميگويد اگر گدايان ره‌نشين نباشد شماها عشرت نداريد مجلس عشرت كه به پا كنيد در صدرش گدايان قرار گيرند زيرا كه مجلس عشرت بىمطرب نشود و مطربى كار گدايان است و در مجلس عشرت مطربان در صدر قرار گيرند بعد گويد :
بلا گردان جان و تن دعاى مستمندان است * كه بيند خير از آن خرمن كه ننك از خوشه چين دارد صبا از عشق من رمزى بگو با آن شه خوبان * كه صد جمشيد و كيخسر و غلام كمترين دارد