اين بيت از غزليست كه براى شاه منصور پيش گذشت تأمل كنيد چه معنى دارد كه جام مى بدست او مشرف شد ، ايضا درباره شاه و گويا همان شاه منصور يا برادرش شاه يحيى است گويد :
در دير مغان آمد يارم قدحى در دست * مست از مى و ميخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شكل مه نو پيدا * و ز قد بلند او بالاى صنوبر پست
تو دستگير شواى خضر بىخجسته كه من * پياده ميروم و همرهان سوارانند
بيا به ميكده و چهره ارغوانى كن * مرو بصومه كانجا سياه كارانند
اى گلبن جوان بر دولت بخور كه من * در سايه تو بلبل باغ جهان شدم
از آن زمان كه فتنه چشمت به من رسيد * ايمن ز شر فتنه آخر زمان شدم
ايضا بعد از آن بيت كه گذشت :
حاليا مصلحت خويش در آن مىبينم * كه كشم رخت بميخانه و خوش بنشينم
بنده آصف عهدم دلم از ياد مبر * كه اگر دم زنم از چرخ بخواهد كنيم
بحاجب در خلوتسراى خويش بگو * فلان ز گوشهنشينان خاك درگه ما است
بقيهءاش در امر پنجم يعنى اظهار طمع ميآيد . ايضا
خرقه زهد و جام مى گرچه نه در خور همند * اينهمه نقش ميزنم از جهة رضاى تو
بيا بميكده حافظ كه بر تو عرضه كنم * هزار صف ز دعاهاى مستجاب زده
اين غزل را براى شاه يحيى گفته و پيش گذشت ايضا درباره شاه يحيى ميگويد :
از فريب نرگس مخمور لعل مىپرست * حافظ خلوتنشين را در شراب انداختى
اين اشعار كه بر وجه اشاره در اينجا ايراد كرديم تفصيلش در تعشق