و رؤسا بودند و سپس از تحت نظر و تبانى خارج شدند و الا هميشه تحت تأثير سياستهاى گوناگون دولتهاى مختلفهء وقت بودهاند زيرا كه اگرچه از جهت معارضه و مقابلهء با ائمه ( ع ) از ايشان مستغنى شدند اما از جهت معارضه و مقابلهء با فقهاى وقت كه همواره مزاحمت با هواهاى دولتها ميكردند مستغنى نبودند و البته كسانى را مىخواستند كه با هواهاى ايشان موافقت كند و مخالفتهاى فقها را كارشكنى كند و با قوت و قدرت فقهاء مزاحمت كند و نگذارد ايشانرا كه در مقابل قوت و قدرت دولت قوت و قدرت پيدا كنند كه هر روز يكى را عزل و ديگرى را نصب كنند يا مردم را به حكم جهاد برايشان بشورانند لهذا از صوفيه دستگيرى ر كمكهاى سرى خفيه نه بر وجه تبانى و قرارداد مينمودند تا هر وقت مصلحت تقاضا كند و بايشان احتياج افتد از ايشان استمداد كنند از اينجهت است كه صوفيه در ادوار تاريخى گاهى عدهشان كم و گاهى زياد ديده مىشود گاهى بازارشان رائج و گاهى كاسد گاهى با سيطره و گاهى مستضعف گاهى دائرهاش ضيق و گاهى با توسعه و اين از جهت تقاضاى سياستهاى مختلفهء وقت بود كه هر وقت دولتهاى وقت به آنها اهتمام ميدارند تصوف رواج و توسعه پيدا ميكرد و هر وقت بىاعتنائى ميكردند خود را جمع ميكرد ، احوال صوفيه بر همين سيره بود تا آنكه بر حسب طول مدت و طول تبليغات در هر جا پيروانى پيدا كردند و كمكم نفوذى در جامعه يافتند خصوص آنكه از قرون وسطى ببعد اشخاصى پيدا شدند كه باصطلاح ايشان جامع شريعت و طريقت هر دو بودند پس دخل و تصرفات فقاهتى نيز مينمودند فتوا ميدادند حكم ميكردند قضاوت ميكردند كمكم پروبالى پيدا كردند تا آنكه بطورى شد كه ايشان براى دولتيان موى بينى شدند يعنى همان روباههائى
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 245
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ٢٤٥