تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 244

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٤٤
لهذا ديگر چندان تقويت از ايشان نمينمودند ولى چون در طول آنمدت نشو و نمائى پيدا كرده بودند و از حزب ايشان هم گاهگاهى اشخاصى بمنصب وزارت يا امارت ميرسيدند تقويت‌هاى غير رسمى به ايشان ميشد اما نه بدانگونه تقويت و احترامهاى سياسى و از اينجاست كه ميبينى متصوفه در كتبشان و در السنةشان بسيار از متصوفهء اول ياد ميكنند كه چگونه اهل رياضات شاقه و زهد و ترك دنيا بودند و چگونه مورد احترام و رغبت عامه بودند اما در دورهء ما چنين و چنان است اين را بسيار ميگويند و مينويسنداما از سرش مطلع نيستند يا هستند و مخفى ميكنند سرش آنست كه سياست بنى العباس بمتصوفهء اول نيازمند بود لهذا احترام و تجليل مىشدند و تقويتهاى سرى مالى هم بايشان مىشد و ايشان هم آتش تنور را داغتر ميكردند زيرا كه آنهمه تكريمات و تشريفات براى همين داغيها بود اما چون از ايشان مستغنى شدند آن امدادها منتطع شد ايشان هم از حرارات افتادند و تا مدتى پيران ، رياضتهاى سابقين را برخ مريدان ميكشيدند و زهد و رياضت همچنان معمول بود ولى نه به آن داغى و حرارت فقط از باب آنكه باعمال ايشان مفتون و مغرور شده بودند و راستى مىپنداشتند تا بتدريج كم شد تا آنكه بقول خودشان از تصوف فقط اسمى ماند تا آنكه شعب مختلفه پيدا كرد و بسليقه‌هاى خود كم و زياد كردند تا آنكه يك شعبه بنام خراباتى ظاهر شد كه به كلى ترك زهد و رفض رياضت نمود و امر را فقط منحصر بعشق دانستند آن هم بوجهى كه ميبينى باز هم توهم و اشتباه نشود كه مقصود آن نيست كه بعد از ائمه ( ع ) صوفيه به كلى از سياست آزاد شدند بكله مقصود آنست كه از سياست نظريه خارج شدند يعنى در زمان ائمه ( ع ) در تحت نظر سياست بر حسب تبانى بين خلفاء