تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 240

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٤٠
نقل كنند كه خوف انتشار داشت ميگفتند سمعته يقول يا حدثنى العالم يا حدثنى العبد الصالح و امثال ذالك بكنايه نام ميبردند . پنجم آنكه فتوى و قضاوت را از ايشان منع كردند و همچنين نقل فتوى و حكم را از ايشان ، و براى هر شهرى قاضى و مفتى قرار دادند كه مردم در وقائع و حوادث بايشان رجوع كنند و بعد براى همه يك قاضى بزرك قرار دادند و او را قاضى القضاة ناميدند : ششم آنكه عمل بفتاوى را محدود ساختند يعنى در همهء مملكت احدى حق نداشت در احكام وضو و نماز و روزه و حج و سائر اعمال به غير فتواى قضاة و مفتيان وقت عمل كند و اگر احيانا از كسى ديده ميشد كه به فتواى يكى از ائمه در امرى از امور عمل كرده فورا باسم رافضى تحت تعقيب قرار ميگرفت و عقوبت جزائى شديد ميشد . هفتم آنكه شيعيان يعنى هر كس را كه محب اهل البيت و خواهان ايشان ميدانستد از مناصب حكومتى و رسوم ديوانى مقطوع كردند كه مبادا در باطن ترويج از ايشان كند اما باسم اينكه مبادا در باطن افساد و اخلال كند اگرچه شيعه خود بذاته تأنف و تأبى داشت از اين مناصب تو از اعانت ظلمه مگر آنها كه بامر خاص از امام عليه السّلام مأموريت داشتند همچون على بن يقطين و اسمعيل بن بزيع و غيرهما . هشتم آنكه خمس و انفال را جلوگير شدند تا مبادا وسيله قوت ايشان گردد انفال را اختصاصى خود دانستند يعنى خالصهء دولت فرض كردند خمس را هم حكم بحليت و اباحه دادند و گفتند حكم خمس مخصوص زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بود و بعد از فوت آنحضرت منسوخ است . اينها حيله‌هاى كلى ايشان بود كه بر وجه اشاره براى آشنا شدن اذهان ذكر