تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 237

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٢٣٧
پس با اولاد على خود را همسر ميديدند و ميگفتند شما اولاد يك عمو هستيد و ما هم اولاد يكعمو بلكه بسا خود را اولى بميراث پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ميشمردند از آنجهت كه عباس بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم زنده بود پس عمو اولى بميراث است از فرزند عمو و اين ادعا كه ميكردند از سه جهت غلط بود يكى آنكه با وجود دختر و اولاد دختر ميراث بعمو نميرسيد دوم آنكه عباس عموى پدرى بود و ابو طالب عموى پدر و مادرى و شرعا در ميراث پسر عموى پدر و مادرى مقدم است بر عموى پدرى سوم آنكه خلافت على عليه السّلام و اولادش بنص پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بود نه به حكم ميراث و لذا اولاد عقيل و جعفر و غير هم ارث نميبرند بالجمله بنى العباس به همين جهت كه آل پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم اولى بخلافت پيغمبرند مردمرا با خود همدست كردند و عليه بنى اميه شورانيدند تا آنكه خلافت را از ايشان گرفتند و چون خود را آل ميشمردند و اولى بميراث پيغمبر بقلم ميدادند مدعى علوم و فضائل كمالات و مواريث نبوت بودند و چون بمقام خلافت رسيدند از طرفى جهل ايشان واضح شد و ادعاهائى كه داشتند دروغ گرديد و از طرفى مانند بنى اميه دست بفسق و فجور و قتل و ظلم و تعدى زدند و همان اعمال ايشان را مرتكب ميشدند بلكه بالاتر و شديدتر ابو مسلم را كه مؤسس دولت ايشان بود كشتند تا آنكه سروصداها از اطراف بلند شد تفتين‌كنندگان به تفتين برخواستند قيام‌كنندگان نهضت كردند فتوا دهندگان مانند ابو حنيفه و غيره با شورشيان موافقت كرده فتواى خروج دادند بالجمله دولت بنى العباس متزلزل گرديد و نزديك بانهدام بود لكن دست شورشيان را بسرعت قطع كردند اما شبههء كه در قلوب مردم رسوخ كرده بود ايشانرا فوق العاده متزلزل مىكرد و آن اين بود كه اگر خلافت بميراث