تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 26

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٢٦
است ، پس چرا امير المؤمنين تنها كميل را مخصوص به اين كرامت كند ، چرا همه را مشرف به اين تشريف نگردانيد .

معروفيها و دعوى نسبت خرقه بمعروف و حضرت رضا عليه السّلام

عده‌اى ديگر كه زيرك‌تر بودند چنين انديشيدند كه بايد كسى را گرفت كه در تصوف مشهور باشد نه مانند كميل كه نسبت تصوفش بجز ادعا نيست ، و هم در ما بين علماء شيعه مخمول الذكر و گمنام باشد تا زود نگويند كه او از ما نيست ، يا اگر از ما هست صوفى نبوده ، و رابطهء مختصرى هم با يكى از ائمه داشته باشد تا بشود به او نسبت داد ، گشتند در ميان همه معروف كرخى را پيدا كردند كه مشهور بتصوف و مخمول الذكر ما بين اصحاب است . بالجمله نامعروفتر از معروف كسى را پيدا نكردند و چاره‌اى نديدند جز آنكه وصله را بنا معروف بزنند زيرا كه اگر خواهند به شخص معروفى وصله زنند خالى از اين نيست كه آن شخص معروف يا معروف بمدح و صلاح است نزد اصحاب ، يا معروف بذم و فساد عقيده ، و بهر حال وصله به او نتوانند زد زيرا كه اگر معروف بصلاح و مدح باشد فورا تكذيب خواهند كرد و خواهند گفت اين وصله مردود است و اگر معروف بفساد عقيده باشد بيشتر مردود و مطرود خواهد بود و چون غير معروفى را سند كردند اكنون مىتوانند بر او پيرايه‌ها ببندند . ولى متأسفانه در مرحله پيرايه بستن خود را گم كردند و دست اتحاد به يكديگر ندادند ناچار كذبشان پر واضح و آشكار شد ، زيرا كه يكى گفت درك حضرت صادق عليه السّلام كرده و از او روايت مىكند ديگرى گفت