تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 198

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٩٨
است ( به حكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد ) بنابراين شعب مختلفه تصوف در اسباب محصله اين حالت يعنى جمع حواس از تفرقه توسعه داده‌اند هرچه كه در حصول اين حالت دخيل و مؤثر و مفيد باشد او را در تصوف تجويز كرده‌اند حتى شراب و بنك و موسيق پس معلوم شد كه هاتفهاى حافظ و سروشهاى غيبى او چيست و از كجا است و ما اين دو مقدمه كه يكى بمنزله صغراى قياس و ديگرى بمنزله كبراى قياس است هر دو را ممنوع و باطل ميدانيم اما آنكه مهم در تصوف جمع حواس است از تفرقه كه بمنزله صغراى است پس بطلانش از آنست كه ما اصل تصوفرا باطل مىدانيم تا چه رسد بمهم مقصود از وى بعلاوه جمع حواس را در شرع چندان تأكيد بر وى نشده مگر در هنگام عبادت و توجه به حق و اما در غير اين حالت آنچه هست اينست كه بنده مؤمن بايد در معاملات و معاشرات خود در هر حال به ياد خدا باشد و از خدا غفلت و فراموش نكند نه آنكه در همه حال يا در بعضى احوال بايد چنان باشد كه از خود محو شده خود را نبيند تا چه رسد به غير ، و از اين گونه خرافات كه يا معقول نيست و يا از بشرهاى ناقص امكان ندارد ( ربنا و لا تحملنا ما لا طاقة لنا به ) و اما اسبابى كه براى حصول اينمقدمه گفتند اما رياضات و مجاهدات اگرچه فرض شود كه اجتماع حواس بدينها حاصل شود اما چون همهء آنها مجعول است و از خود وضع كرده‌اند پس آنها در نظر ما كه متعبد بشرعيم ارزشى ندارد بلكه از باب آنكه هر وضعى بدعت است و بدعت حرام است در نتيجه با شراب فرقى ندارد و اما شراب و بنك و موسيقى و غيره اينها كه اولا بالخصوص در شريعت حرام است و ثانيا مزيل حواس است و اما كبرى يعنى اينكه اجتماع حواس موجب انكشاف قلب و دريافت سروشهاى