تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 188

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٨٨
آن كلى ميدانيم ، گويندهء آن كلام گفته اگر صوفى چنين‌وچنان نباشد يعنى بطوريكه خود ، شرايط صوفيت را گفته نباشد سك كوفى بهتر از هزار صوفى است و ما ميگوئيم اگر واجد همان شرايط هم باشد چنين است .
نيست در صوفى از صداقت هيچ * بجز از حرف پيچ اندر پيچ مگر آن سادهء كه شد مغرور * ديدهء فهم و بينشش شد كور گرچه او ساده است و بيغرض است * عشق و عرفانش آفت و مرض است عشق و عرفان صوفى صادق * نيست عرفان و عشق بر خالق عشق و عرفان او همه و هم است * كه نه از علم و عقل و از فهم است عشق و عرفان صوفى غافل * چون نماز است بىوضو باطل بلكه او را چو از خود آئين است * چون يهودى كه خارج از دين است زينجهت بدتر از سك كوفى است * سك كوفى به از دو صد صوفى است

ارادتمندى و عشق‌ورزى حافظ به پير مغان

و اما آنچه دربارهء تعشق به پير خود كه پير مغانست گفته و بلندپروازيهائى كه نسبت به او نموده اينست ، قبلا گفته شد كه حافظ در ابتداى امر يعنى پيش از بست سالگى بر طريقهء صوفيان خانقاهى بوده و با آنها هم مشرب بوده و بر روش آنان ميزيسته روش آنان به ظاهر تزهد و تورع از محرمات بود پس طريقهء آنها را ترك گفته و به پير مغان پيوسته و معلوم نيست بچه مناسبت آنها را مغان ميگفتند زيرا كه مغ بضم ميم يعنى گبر و مغان كه جمع مغ است بمعنى گبر انست اگر راستى گبر بوده‌اند كه حال جناب حافظ معلوم است و اگر مغ‌زاده بوده‌اند و با سلام درآمده‌اند و نام مغ
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 188 | الشيخ محمد جواد الخراساني