تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 23

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٢٣
يكى از آنها در يك موقعى صادر شده بمدح امير المؤمنين عليه السّلام پيدا كردند و آنها را سند كردند و دليل گرفتند بر اينكه ايشان شيعه بودند . اين دليل در نزد علماء شيعه مقبول نيفتاد زيرا كه خود آگاه‌تر برجال شيعه و علماء شيعه بودند از ايشان ، و هم مدح از امير المؤمنين دليل بر تشيع نيست چه آنكه همهء اهل تسنن از امير المؤمنين عليه السّلام نظما و نثرا مدح كرده‌اند بجز خوارج ، چگونه نباشد و حال آنكه او را خليفهء رابع ميدانند اكثرى از علماى اهل تسنن حتى امام احمد حنبل كتاب مناقب نوشته‌اند در مناقب امير المؤمنين عليه السّلام و اهل البيت ، بعلاوه آن شعر و نثر هائيهم كه متصوفه نسبت به آن مشايخ ميدهند صحتش معلوم نيست چه آنكه ناقلش جز ايشان كسى نيست از كجا كه هم آنها را وضع نكرده باشند چنانچه اينهمه خلاف را وضع كردند ، ولى بالاخرة اين ادعا با اين تائيد شبههء شد و براى جلب عوام مفيد افتاد اين نسبت به اول سلسله و اما نسبت به آخر سلسله مشكل‌تر از اول بود زيرا كه آن اشخاصى را كه ما بين خود تا زمان ائمه ( ع ) بودند بهر وجهى بود از ادعا و فرض بتشيع بپذيريم و فرض غير واقع كنيم كه از جهت تقيه اظهار نميكردند اما اتصالش را بمعصوم ( ع ) از كجا توانند اثبات كنند شيعه تا متصل بمعصوم نشود هيچ چيزى را نميگيرد اگرچه از شخصى باشد كه در اول درجهء از زهد و ورع و تقوى باشد ، در اينجا ديدند اگر متصل به امام كنند بهر امامى كه خواهند متصل كنند كذبش معلوم است زيرا كه هيچ امامى صوفى نبوده و الا همهء شيعه صوفى ميشدند و معنى هم ندارد كه امام صوفى بوده و تصوفش را پنهان ميكرده چه آنكه وجهى از براى پنهان كردن ندارد با آنكه آنهمه در آن زمان بودند و متظاهر بتصوف ميشدند و مورد
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 23 | الشيخ محمد جواد الخراساني