تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 21

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٢١

جواب‌تراشى از اعتراض علماى شيعه بر وضع خرقه

اما آنان كه در بلاد شيعه بودند و از روى اضطرار تظاهر بتشيع مينمودند و خود را از پيروان مذهب شيعه ميشمردند تا بتوانند شيعه را تسخير كنند در جواب اعتراض علماء شيعه هرچه فكر كردند كه سلسلهء خود را بكه منتهى كنندن ديدند بهر كس كه بگويند علماء شيعه او را طعن زده‌اند و هم از اهل تسنن شمرده‌اند حسن بصرى ، شقيق بلخى ، عبد اللّه بن مبارك ، ابراهيم بن ادهم ، ربيعة الرأى ، سفيان ثورى ، همچنين گرفته تا ذو النون مصرى ، بايزيد بسطامى . حسين بن منصور حلاج و هكذا هيچيك را علماى شيعه شعيه نميدانند و اهل تسنن هم خرقهء خود را به همين ها زده‌اند . و هم در زمان ائمه ( ع ) تصوف در شيعه به كلى باب نبوده و شيعه در تصفيهء باطن يا امور ديگر احتياج به غير امام نداشتند پير آنها و مرشد آنها امام عليه السّلام بود آنچه ميخواستند از ائمه ميگرفتند بلكه طعن و لعن از ائمه ( ع ) بر متصوفهء عصر خود ميشنيدند . متصوفهء قرون وسطى در مقابل اعتراض علماء شيعه بيچاره شدند بطوريكه راه گريز نداشتند حملات شديده از علماء بر آنها ميشد كه شما اگر شيعه هستيد مانند ديگران پيرو آئين مذهب شيعه باشيد و الا اين چه اغواء و اضلال و افساد است هرچه فكر كردند راه حلى پيدا نكرد زيرا كه از دو راه اتصال آنها منقطع بود بدتر از متصوفهء اهل سنت ، يكى از اول و يكى از آخر ، متصوفهء اهل سنت اتصالشان از اول قطع نبود زيرا كه تمام متصوفهء هر عصر در نزد علماى اهل سنت بلكه در نزد علماى فريقين