شراب خانگيم پس مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع
هنر نميخرد ايام و غير ازينم نيست * كجا روم بتجارت بدين كساد متاع
خدايرا بميم شستشوى خرقه كنيد * كه من نميشنوم بوى خير از اوضاع
ببين كه رقصكنان ميرود بناله چنك * كسى كه رخصه نفرمود استماع سماع
بعاشقان نظرى كن بشكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع
بفيض جرعهء جام تو تشنهايم ولى * نميكنيم دليرى نميدهيم صداع
جبين و چهرهء حافظ خدا جدا مكناد * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع
ايضا شاه شجاع :
چنك در غلط آيد كه كجا شد منكر * جام در قهقهه آيد كه كجا شد مناع
وضع دوران نگر و ساغر عشرت برگير * كه بهر حالتى اينست بهين اوضاع
عمر خسرو طلب ارنفع جهان ميخواهى « 1 » * كه وجوديست عطابخش و كريمى بقاع
مظهر لطف ازل روشنى چشم امل * جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع
حافظ ار باده خورى با صنمى گلرخ خور * كه ازين به نبود در دو جهان هيچ متاع
35 شاه و ظاهرا امير تيمور است :
اى رخت چون خلد و لعلت سلسبيل * سلسبيلت كرده جان و دل سبيل
عقل در حسنت نمىيابد بدل * طبع در لطفت نميبيند بديل
سبزپوشان خطت بر گرد لب * همچون مورانند گرد سلسبيل
ناوك چشم تو در هر گوشهاى * همچو من افتاده دارد صد قنيل
يا رب اين آتش كه بر جان منست * سرد كن ز آنسان كه كردى بر خليل
پاى ما لنك است و منزل بس دراز * دست ما كوتاه و خرما بر نخيل
شاه عالم را بقاى عز و ناز * باد و هر چيزى كه باشد زين قبيل
هامش
( 1 ) يعنى دعا بر دوام عمر شاه كن