18 وزير عماد الدين كه غزلش در باب شراب گذشت :
بخواه جام صبوحى به ياد آصف عهد * وزير ملك سليمان عماد دين محمود
19 سلطان غياث الدين :
شكر شكن شوند همه طوطيان هند * زين قند پارسى كه ببنگاله ميرود
سير مكان ببين و زمان سلوك شعر * كاين طفل يكشبه ره صد ساله ميرود
حاف ز شوق مجلس سلطان غياث دين * غافل مشو كه كار تو از ناله ميرود
20 شاه يحيى پاشاه منصور :
اگر آن طائر قدسى زد رم باز آيد * عمر بگذشته بپيرانه سرم باز آيد
كوس نو دولتى از بام سعادت بزنم * گر ببينم كه مه نو سفرم باز آيد
گر نثار قدم يار گرامى نكنم * گوهر جان بچه كارد گرم باز آيد
مانعش غافل چنگست و شكر خواب صبوح * ورنه گر بشنود آمسحرم باز آيد
آرزومند رخ چون مه شاهم حافظ * همتى تا بسلامت ز درم باز آيد
21 سلطان اويس ايلگانى :
بيا اى شيخ وز خمخانهء ما * شرابى خوركه در كوثر نباشد
بشوق اوراق اگر همدرس مائى * كه علم عشق در دفتر نباشد
عجب راهى است راه عشق كانجا * كسى سر بر كند كش سر نباشد
ز من بنيوش و دل در شاهدى بند * كه حسنش بستهء زيور نباشد
بنا ميرود بتى سيمين برم هست * كه در بتخانه آذر نباشد
من از جان بنده سلطان اويسم * اگرچه يادش از چاكر نباشد
بتاج عالم آرايش كه خورشيد * چنين زيبنده افسر نباشد
22 شاه يحيى .
يكدو جامم دى سحرگه انفاق افتاده بود * و ز لب ساقى شرابم در مذاق افتاده بود