بوجدان خود قضاوت كنيد كه ما نميفهميم يا آنان كه بما ميگويند نميفهمند .
حافظ از نظر رقص و موسيقى و بىمبالاتى و اوباشى
چنان كه گفتيم اهل رقص و موسيقى و خودش هم خوش لحن و خوش آواز بوده و از اين راه استفاده داشته و با اوباش مصاحب بوده و تحريص و ترغيب بر اين امور هم مينموده ، بلكه بالحنهاى كفرآميز و فسقانگيز و اينها همه اگرچه در طى ذكر شراب نيز مجملا معلوم شد ولى باز هم براى تأكيد شواهد ميآوريم حافظ :
صلاح كار كجا و من خراب كجا * سماع و وعظ كجا نغمهء رباب كجا
ايضامباش در پى آزار و هرچه خواهى كن * كه در طريقت ما غير از اين گناهى نيست « 1 »
هامش
( 1 ) با اينكه اين غلط و كفر است نميدانم آزار چيست ، اين فحشها و بدگوئيها و توهينها از حافظ آيا آزار نيست ، مگر آنكه بگويند خودش مستثنى است . شعر :شاعران كاين جلوه در اشعار و دفتر مىكند * نى براى خويشتن از بهر ديگر ميكنند
شاعران از گفتههاى خويش خود آگه نيند * با دم از عشق و نصيحت شعر زيور ميكنند
شيوه شاعر بود تدليس در لاف و گزاف * با گزاف و لاف خلقى را مسخر ميكنند
عالمان و قرى بر او ننهند كاز وى آگهند * جاهلان بر صدق هر افسانه باور ميكنند
هر كسى لافد ز عشق و هر كسى بافد ز خويش * عاشق و عارف كنندش نام و رهبر ميكننداگر بديده انصاف بنگرى خواهى ديد كه راستى چنين است .