مقدار هم كه ذكر شد زياد است عاقل بيغرض را يكى هم كافيست ولى غرض از اين تكثير ملزم شدن لجوجان و مفحم شدن مغويان است . البته پس از مطالعهء اين اشعار و اطلاع كامل بر مذاق و مشرب حافظ تصديق خواهيد كرد كه آن اشعار هم كه در اول ذكر كرديم نيز محمول بر شراب است اگرچه از جهت مماشات با خصم گفتيم قابل حمل بر شراب و عشق و ولايت صوفى هر دو هست و در اشعاريكه بعدها در طى مطالب آينده ذكر مىشود تصريح به شراب بر وجه صريح نيز خواهند يافت و مخفى نمايند كه حافظ كرده ولى ما را بذكر آنها غرض نيست غرض ما فقط دفع فريبندگان است كه مى گويند حافظ اهل اللّه بوده اهل شراب نبوده و مرادش از باده ، عشق و ولايت است اگرچه عشق و ولايت صوفى است اكنون شما پس از مطالعهء اين اشعار خواهيد فهميد كه اين نسبت كه بما ميدهند يعنى ميگويند معترضين بر حافظ يا غير حافظ مقصود ايشان را از باده و مى نميفهمند ، غلط بى جا است ، و اما درباره خود اين گويندگان و نسبت دهندگان با اين همه صراحت و تصريح بيان ديگر شما خود دانيد كه آنچه مناسبتر به حال ايشان بينيد حكم كنيد و اين مبالغهء ايشانرا در نفى و انكار بهر وجه كه لايقتر و انسب به حال ايشان بدانيد حمل كنيد . يعنى شما خود دانيد كه بگوئيد اين نفى كنندگان يا كاملا مطالعه و دقت نكردهاند يا آنكه اگر مطالعه و دقت كردهاند پس ايشان مقصود حافظ و امثالش را نفهميدهاند و يا آنكه اگر مطالعه و دقت كردهاند و مقصود را هم فهميدهند پس نيست مگر غرض اغول و اضلال مسلم وجوه محتملهء درباره ايشان بعد از اين صراحت لهجه و بيان خارج از يكى از اين سه وجه نخواهد بود و بعد از اين نيز
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 128
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صرضوان اكبر إله ١٢٨