كى شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد * يك نكته در اين معنى گفتيم و همين باشد
و از جمله آنكه حافظ بر اثر تجربه مدعى است كه در اثر تكيف نفس به شراب مانند بنگ ، روح را حالت انبساط دست دهد و در نتيجه بر وى كشف دقايق شود و بر غرائب ، اطلاعاتى پيدا كند و در حصول اين اثر و حاصيت براى شراب مبالغه و تاكيدات بسيار دارد تا بحديكه مىگويد : آنچه صوفى مدعى آنست از كشف در اثر رياضات و مجاهدات در جام شراب حاصل است و بسيار از وى بجام جم و جام جهاننما تعبير مىكند يعنى آنكه جام جهان نمائى كه براى جم گفتهاند جام شراب بوده كه او را از وى حالات و انكشافاتى بوده .
( 5 ) حافظ گوشزد مىكند كه نه تنها خراباتيان اهل باده و شرابند ، بلكه خانقاهيان نيز اهل نوش بودند نهايت آنان پنهان مىخوردند و در ظاهر تورع و تزهد مىكردند از باب تدليس و رياء و هنگام غلبهء ايشان ، حافظ با ايشان همكارى مى كرده يعنى پنهان مىخورده چناننچه گويد :
دى عزيزى گفت حافظ مىخورد پنهان شراب * اى عزيز من گناه آن به كه پنهانى بود
چنانچه ايشان نيز هنگام غلبهء خراباتيان بادهنوشى را آشكار مىكردند ( 6 ) حافظ در باده نوشى خوش سليقه بوده مانند او باشهاى امروزى نبوده كه بىموقع و بىمحل بخورند و عربده بكشند بلكه از فصول باوقات بهار بيشتر علاقه داشته و از ساعات شب و روز وقت سحر و صبحگاه را انتخاب كرده و از امكنه كنار بيد و طرف جويبار و گلكشت و سبزهزار و از مونس و مصاحب پرپر خان و گلچهرگان و مغبچگان و از مجالس محافل