تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 109

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ١٠٩
ركيكه خارج از ادب است اگر بگوئيد ما ركاكت نمييابيم ، ! پس شما نميفهيد نه ما . پس زحمت كشيده برويد فهمتان را عوض كنيد اما بيان اعتراض دوم اينستكه اين اصطلاح غلط است يا صحيح اين مجاز روا است يا ناروا ركيك و بىادبى است يا نه شما عيب ميبينيد يا نه ؟ همه اينها بجاى خود و فرض ميگيريم نزد شما صحيح و روا و خلاف ادب نيست ولى حرف اينست كه همه جا و از همه كس بر وفق اصطلاح نيست بلكه معانى حقيقيه ظاهريه غير مجازيه هم مراد است شما براى اغواء كردن و فريفتن ميخواهيد پرده‌پوشى كنيد همه جا و از همه كس را ميخواهيد حمل كنيد بر همان معانى ركيكهء مصطلحه يعنى همه جا ميخواهيد بگوئيد مراد از مى و باده مثلا مى عشق و باده ولايت است ( اگرچه عشق صوفى و ولايت او غير عشق و ولايت مؤمن شيعى است زيرا كه عشق صوفى مبنى بر اوهام و خيالاتست و عشق شيعى مبنى بر حقائق است ولايت صوفى ولايت اقطاب و پيران است ولايت شيعى ولايت امامان است ) و حال آنكه چنين نيست همه جا و همه كس مى عشق و باده ولايت اراده نكرده بلكه شراب مسكر را نيز اراده كرده‌اند مثلش اينست كه اگر كسى يكروزى بگويد امروز عجب طعامى خورديم با آن كه طعامى در كار نبوده بلكه علميات و غذائى روحى اراده كرده ما به او ايراد نميكنيم چرا بر علميات طعام اطلاق كردى و چرا اين مجاز گفتى لكن ميگوئيم اين مورد را نبايد مدرك نمود براى كسان ديگر يا براى همين كس در جاى ديگر كه هر وقت طعام بگويد بگوئيم همان غذاى روحى را اراده كرده حرف ما عينا اينست ، يعنى ميگوئيم ما منكر نيستيم كه صوفيان مى و باده و شراب را كنايه از عشق و ولايت خود ميگيرند خواه ركيك و خارج از ادب و خواه نه بلكه منكر آنيم كه همه جا همين