مىگوئيد عجب اينست كه در مذمت بىادبى هم ميگويند . مولوى :
از خدا جوئيم توفيق ادب * بىادب محروم شد از فيض رب
حافظ مصراع :
هر كه را نيست ادب قابل صحبت نبود
. باز هم بىادبى مىكنند .
اى دم زنندگان از عشق و عرفان اگر واقعا الفاظ بهتر بلد نيستيد برويد اول ياد بگيريد بعد اظهار عشق كنيد و عشقسرائى نسبت به حق كنيد اين مطلب بقدرى واضح و روشن است كه جاى هيچگونه سخن و قول نيست شما گمان ميكنيد بمحض آنكه غزالى يا قشيرى يا شبسترى يا ديگرى كتاب در مصطلحات صوفيه بنويسد يا از وى سخن كنند از اين ايراد جواب داده مىشود گو آنكه ما اعتراض نكنيم و نگوئيم آنچه آنان نوشتهاند تأويلى است كه از خود كردهاند نه بيان اصطلاحات ، و تأويل غير اصطلاح است و فرض بگيريم كه ايشان واقعا اخبار از مصطلح كرده اند نه تأويل باز هم دفع ايراد نميكند ايراد بواصل اصطلاح است و محض بيان معنى اصطلاحى ركيك را از ركاكت بيرون نمىكند و بىادبى را ادب نميكند هيهات هيهات بمحض آنكه اسمش را اصطلاح بگذاريد و بعد هم براى اصطلاح وجوهى ذكر كنيد كه خود اختلاف وجوه شاهد است بر آنكه تأويل است نه اصطلاح و اگر اصطلاح بود وجهش هم معلوم بود نه آنكه هر كس چيزى در وجهش ببافد گمان ميكنيد با اين تلبيسات ، غير جائز را جائز ميكنيد و غير مستحسن و قبيح را مستحسن ميكنيد گاه ميگوئيد اينها براى پنهان كردن حالات خويش است يعنى سالك بدينگونه الفاظ تعبير مىكند تا حال خود را از نااهلان مستور كند و هم از تظاهر و ريا محفوظ باشد اين گفته تلبيسش بر همه عيان است